سخنوران ایران




۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از وابط عمومی اورژانس استان : این آتل گردنی بدون ایجاد مانع برای انجام مانورهای باز کردن دهان به خصوص مانور باز کردن فک با فشار ( jaw thrust )در مصدومین با احتمال اسیب به ستون فقرات گردن کاربرد دارد وعلاوه بر بی حرکت سازی سر و گردن در قسمت عقب و جلو ، چپ و راست را بی حرکت می کندو امکان انجام همزمان بی حرکت سازی سر و گردن ومیزان بی حرکت سازی سر و گردن را نسبت به آتل های دیگر چند برابر می کند و برای مصدومینی که دارای شکستگی مهره های گردن که نیاز به جراحی ندارند قابل استفاده می باشد و این اختراع به شماره ۹۰۶۶۳ در سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ثبت شده است

 

۴۶





انتهای پیام

۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری

به گزارش سخنوران، 

قیمت نفت برنت برای ششمین روز متوالی در معاملات امروز افزایش یافت و به بالاترین رقم از ماه نوامبر ۲۰۱۴ و بالای ۷۵ دلار در هر بشکه رسید.

از عوامل این افزایش تقویت انتظارات برای کاهش عرضه همزمان با رسیدن تقاضا به سطح رکوردی جدید عنوان شده است.

هر بشکه نفت برنت دریای شمال با ۳۶ سنت افزایش ۷۵٫۰۷ دلار فروخته شد. این نوع نفت در ساعات اولیه معاملات ۷۵٫۲۷ دلار در هر بشکه فروخته شد که بالاترین رقم از ۲۷ نوامبر ۲۰۱۴ به شمار می‌رود.

افزایش شش روز متوالی نفت برنت، طولانی‌ترین رشته افزایشی این نوع نفت از ماه دسامبر به شمار می‌رود به طوریکه قیمت‌ها از کمترین رقم ۲۰۱۸ در ماه فوریه، تاکنون بیش از ۲۰ درصد افزایش یافته است.

هر بشکه نفت خام آمریکا نیز با ۴۹ سنت افزایش ۶۹٫۱۳ دلار معامله شد. قیمت این نوع نفت در پنج‌شنبه گذشته به ۶۹٫۵۶ دلار در هر بشکه بالاترین قیمت از ۲۸ نوامبر ۲۰۱۴ رسید.

قیمت‌ها با کاهش تولید اعضای اوپک از ابتدای سال ۲۰۱۷ تاکنون تقویت شد. همچنین احتمال تحریم دوباره آمریکا از سوی ایران باعث افزایش قیمت‌ها شد.

استفان اینس، فعال بازار نفت گفت: تحریم‌های جدید علیه تهران «می‌تواند قیمت نفت را به تا ۵ دلار در هر بشکه بالاتر ببرد.»

آمریکا تا ۱۲ می تصمیم می‌گیرد که ایا از توافق هسته‌ای با ایران خارج شود و تحریم‌ها را مجددا علیه این کشور اعمال کند یا نه که این امر عرضه نفت در جهان را بیشتر کاهش خواهد داد.

بانک ای ان زد اعلام کرد: «قیمت نفت اکنون در بالاترین سطح در ۳ سال گذشته قرار دارد که در نتیجه تداوم نگرانی‌ها در مورد تنش‌های ژئوپلتیکی در غرب آسیا است که تقریبا نیمی از نفت جهان را تامین می‌کند.»

۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری

سرویس موسیقی هنرآنلاین: کنسرت لودوویکو اینائودی در روزهای چهارم، پنجم و ششم اردیبهشت ماه برگزار می شود. در این سه شب ساعت ۲۱:۳۰ تالار وزارت کشور از این کنسرت میزبانی می کند.

 لودوویکو اینائودی در ابتدای این نشست گفت: دیروز برای اولین بار وارد ایران شدیم. خیلی خوشحال هستم که می‌تو‌انم هوادارانم را ببینم. موسیقی زبانی است که برای برقراری ارتباط از طریق آن نیاز به کلام نیست. اینجا هستم تا با طرفدارانم در ایران دیدار داشته باشم.

وی افزود: فردا روز اجرای نخستین کنسرت‌مان است. مانند همیشه پیانو در وسط صحنه است. گیتار الکترونیک و ویلن و سازهای دیگر هم در صحنه هستند. اساسِ این کنسرت براساس آلبوم “اِلمنت” هست. همچنین آهنگ‌هایم که برای فیلم‌های مهمی ساخته و اجرا کرده‌ام، نیز در این کنسرت اجرا می‌شوند.

این پیانیست ایتالیایی اشاره کرد: کنسرت‌های بسیاری در طول عمر هنری‌ام داشته‌ام. در این مدت ایرانیان بسیاری در سراسر دنیا از من خواسته‌اند که به ایران بیایم. وقتی هم قرار شد که به ایران بیایم، تحقیق کردم تا ببینم کدام یک از آثارم در ایران طرفداران بیشتری دارد. به همین دلیل آثاری که انتخاب کرده‌ام، بدون شک در ایران طرفداران زیادی دارد.

او در خصوص قطعه‌ای که بر روی یخ‌های شناور قطب شمال اجرا کرده هم توضیح داد: این قطعه را در کنسرت ایران نیز اجرا می‌کنیم. من از سال‌ها پیش نگران تغییرات آب و هوایی هستم. اگر همین طور پیش برویم نسبت ماهی‌های دریاها با میزان زباله‌های موجود در اقیانوس‌ها یکی می‌شود و این بسیار نگران کننده است. اجرای این قطعه بر روی قطعه یخی شناور در قطب شمال، در حمایت از محیط زیست انجام شده و برای حمایت از محیط زیست با دولت‌مردان بسیاری صحبت و رایزنی کرده‌ام.

او ادامه داد: وقتی این قطعه را اجرا کردم، تابستان بود و یخ‌ها در حال آب شدن بودند. دوست داشتم که توجه مردم را به این موضوع جلب کنم تا به این موضوع کمک کنم. خوشبختانه کمیسیونی برای این کار تشکیل شد که البته فعالیت‌هایش را خیلی نمی‌پسندم.

او درباره موسیقی ایرانی و شناختش از آن ذکر کرد: موسیقی ایرانی را دوست دارم و موسیقی‌های محلی ایران را شنیده‌ام. از این که موسیقی در ایران رشد کرده است، واقعا خوشحالم.

این هنرمند درباره نواختن ساز پیانو گفت: من سفر می‌کنم به تمام کشورهای دنیا و می‌خواهم تمام موسیقی‌های دنیا را بشنوم. برایم فرقی نمی‌کند که شما پیانو بنوازید یا گیتار الکترونیک. همه اینها به تجربه هنرمندان بستگی دارد. برای من نوع استفاده از موسیقی مهم است. از موسیقی‌های مختلف در فرم‌های گوناگونی که کار کرده‌ام بهره برده‌ام.

اینائودی گفت علاقه‌مند به ریسک کردن در موسیقی هستم و افزود: از انوع مختلف موسیقی استفاده می‌کنم. به ندای قلبم گوش می‌کنم. در طول فعالیت هنری‌ام، به دنبال معروف شدن و پاپیولار شدنِ موسیقی‌هایم نبوده‌ام. اما از این موضوع استقبال می‌کنم و برایم خوشحال کننده است که آثارم در میان مردم طرفداران زیادی داشته باشد.

اینائودی ایتالیایی درباره شهرهای دیدنی ایران و سفر به آن‌ها گفت: شهرهای دیگر ایران را بسیار دوست دارم ببینم، اما به دلیل برگزاری اجراهایم در اروپا، این بار نمی‌توانم بعد از برگزاری کنسرت در ایران بمانم و بلافاصله پس از اجرای آخرین شب برنامه‌هایم در ایران، به برلین می‌روم تا در آنجا هم کنسرتم را برگزار کنم.

این موزیسین درباره کم و کیف صدا و نور در سالن وزارت کشور گفت: تیم‌های فنیِ گروه ما مشغول فعالیت هستند و به طور حتم چه از نظر نور و چه از نظر صدا، اجرایی متفاوت را خواهید دید. کنسرت‌هایی که ما اجرا می‌کنیم، بخش نمایشی‌اش بسیار پر رنگ است.

او سپس بیان کرد: وقتی مشغول تکنوازی پیانو هستم، بسته به این که در هر کجای جهان باشم، متفاوت است. اکنون که در ایران هستم، با توجه به احساسم در ایران قطعه‌هایم را می‌نوازم و این تکنوازی‌ها هدیه من به مردمان ایران است. در واقع تکنوازی پیانو در این کنسرت‌ها به صورت بداهه شکل می‌گیرد.

در ادامه این نشست، مصطفی کبیری تهیه‌کننده کنسرت لودوویکو اینائودی صحبت کرد: قصد داریم در آینده ورک‌شاپ‌هایی برای نوازندگان ایران با حضور آقای اینائودی برگزار کنیم و به طور حتم این کار در برنامه‌های آینده ما جای دارد.

مهدی کاشی، یکی دیگر از تهیه‌کنندگان این کنسرت، اشاره کرد: خوشبختانه حضور هنرمندان خارجی در ایران راحت‌تر شده و مسئولان حمایت‌های زیادی در این باره می‌کنند. گروه شیللر را که آوردیم، یورو ۵۲۰۰ تومن بود و الان هم که دلار گران شده، قیمت بلیت‌های‌مان شبیه همان بلیت‌های کنسرت شیللر است. ما سعی می‌کنیم شرایط را برای هنرمندان توضیح دهیم و متقاعدشان کنیم تا با دستمزد پایین‌تری به ایران بیایند.

۵ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری

به گزارش سخنوران ایران به نقل از اسپوتنیک، همه ما با نان سبوس دار آشنا هستیم اما نان سوسکدار عنوان بسیار عجیبی است. یک نانوایی در “فنلاند” نانی تولید می کند که از ۷۰ حشره مختلف تشکیل شده است.

به عقیده آنها، حشرات منبع خوبی از پروتئین هستند و باعث می شوند که ماده غذایی را مغذی کنند.

همچنین وجود اسید چرب، کلسیم، آهن و ویتامین ب ۱۲ از جمله خواص این نان ها می باشد.

گفته شده است که بیش از دو و نیم بیلیون از افراد در حال حاضر از این نان تغذیه و استفاده می کنند.

۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری


تین‌نیوز | 

استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران گفت: سواحل مکران بخشی از استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان را در برمی‌گیرد و تشکیل سازمانی مجزا و بالادستی در این حوزه با طرح‌های استانی تداخل پیدا خواهد کرد.

به گزارش تین‌نیوز به نقل از سازمان بنادر و دریانوردی، افشین دانه‌کار بابیان اینکه نباید به بخشی از سواحل کشور به عنوان موضوعی مجزا پرداخته شود و یک سازمان مستقل برای آن تشکیل دهیم، افزود: در تمام دنیا معمولا برای سواحل، یک طرح مدیریت یکپارچه تدوین می‌شود که در ایران نیز این طرح به تصویب رسیده و در سال ۹۱ توسط شورای عالی معماری و شهرسازی ابلاغ شد. به دنبال آن، طرح‌های ساحلی سرزمینی و استانی تدوین‌ شده‌اند و یا در حال تدوین است.

وی اظهار کرد: در حال حاضر ما در بخش سواحل، هم طرح ملی توسعه داریم و هم طرح‌ها و سازوکارهای استانی تعریف‌شده است. طبق تعاریف ساحل، بخش‌هایی از خشکی و دریا را دربرمی‌گیرد و طرح‌های آمایش اطلاعات، در هر دو بخش باید انجام شود تا در نهایت فضای مطلوبی برای فعالیت کنشگران اقتصادی برقرار شود و یک نظام کارآمد توسعه صنعتی شکل گیرد.

کارشناس توسعه سواحل گفت: تا به امروز نیاز به سازمان مستقلی در طرح‌های ملی و استانی ساحلی حس نشده و اقدامات و مطالعات جامعی توسط نهادهای متولی از جمله سازمان بنادر و دریانوردی که تکالیف قانونی در این زمینه دارد، صورت گرفته است و در سطح استانی، استانداران مدیریت کارگروه‌ها را بر عهده‌دارند که باعث ارتباط معقول نهادهای مختلف می‌شود.

وی عنوان کرد: با توجه به عدم تکالیف برنامه‌ای برای سازمان توسعه سواحل مکران و ایجاد اختلال در نظام یکپارچه سواحل، ایجاد دائمی سازمانی برای توسعه سواحل مکران توصیه نمی‌شود و موازی‌سازی، اتلاف منابع و منافع ملی را در پی خواهد داشت.



۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ،اقبال عباسی درستاد تسهیل ورفع موانع تولید استان افزود : طرح های اشتغالزایی، دانش بنیان، تکمیل کننده زنجیره های تولید محصولات استانی و عاری از مشکلات زیست محیطی برای دریافت تسهیلات و کمک های فنی و اعتباری در اولویت سال جاری قرار دارند.
اقبال عباسی افزود: از این پس پرداخت تسهیلات و کمک های فنی و اعتباری به طرح هایی با هدف توسعه روستاها و جلوگیری از مهاجرت روستائیان به شهر که دارای ظرفیت ایجاد اشتغال هزار نفری با ارزان ترین سرمایه هستند،جایگزین ارائه تسهیلات به کارخانه هایی می شود که اشتغال آنان با سرمایه هنگفت به یکصد نفر نیز محدود نمی شود.
وی حمایت از قالیبافان روستایی و تامین بخشی از نیازهای نقدی وغیر نقدی آنان برای راه اندازی دار قالی در تمامی شهرستان ها را یکی از این موارد عنوان کرد.
عباسی ادامه داد: حمایت از بهره بردارانی که تمایل به تبدیل دامداری سنتی خود به صنعتی دارند و یا تولید کنندگانی که درصدد راه اندازی واحدهای فرآوری محصولات کشاورزی بخصوص بادام هستند از دیگر مواردی است که می توانند در ردیف طرح های اولویت دار و مشمول کمک های فنی و اعتباری قرار گیرند.
عباسی ادامه داد: البته این کمک ها تنها به اعتبارات نقدی محدود نمی شود و دیگر موارد نظیر تامین زمین، مکان، آب، برق، گاز و یا تجیهزات مورد نیاز سرمایه گذار را نیز شامل می شود

سید نعیم امامی رئیس سازمان صنعت معدن وتجارت استان نیز گفت:در این نشست مشکلات اعتباری هشت واحد تولیدی مصنوعات چوبی، تولید ظروف یکبار مصرف گیاهی، شیرخشک پگاه و شرکت چینی سحر استان بررسی و برای حل این مشکلات که به طورعمده شامل تقسیط بدهی و جریمه هااست ۱۲ مصوبه ثبت و تصمیم گیری شد.

۴۶





انتهای پیام

۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری

سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش “تابوت عهد” نوشته نیل لبیوت، ترجمه فهیمه زاهدی و کارگردانی عماد قلی‌پور از ۹ اردیبهشت‌ماه ساعت ۲۱ در تئاتر باران به روی صحنه خواهد رفت و مهدی کوشکی و بیتا معیریان در این اثر نمایشی ایفای نقش می‌کنند.

عماد قلی‌پور که پیش از این نمایش‌های “گلن گری گلن راس” و “گره‌ای در تار و پود یک نقش” را به صحنه آورده است، در گفت‌وگو با هنرآنلاین درباره اجرای اثری از نیل لبیوت گفت: همواره دغدغه بازیگری داشته‌ام و تنها زمانی به سراغ کارگردانی می‌روم که نمایشنامه‌ای این دغدغه را در من ایجاد کند. چند سال پیش نمایشنامه “تابوت عهد” از سوی دوستی به من پیشنهاد شد تا اینکه امسال تصمیم به اجرای آن گرفتم.

او با اشاره به اینکه ترس و تردید انتخاب که در این نمایشنامه موج می‌زند، باعث انتخابش شده است خاطرنشان کرد: با این اثر نمایشی همذات‌پنداری داشتم که بر آن شدم تا آن را به روی صحنه آورم. اکثر مردم ایران درگیر ترس و تردیدی در تصمیماتشان هستند و نمی‌دانند راهی را که انتخاب می‌کنند، صحیح است یا اشتباه. همچنین این نمایشنامه دیالوگ‌هایی شبیه آثار دیوید ممت دارد که جذابیت کارگردانی را برای من بیشتر کرد. بنابراین با کسب اجازه از مترجم اثر، تمرینات را آغاز کردیم.

این بازیگر و کارگردان تئاتر ضمن بیان اینکه با وفاداری به اصل اثر، نمایش را روی صحنه خواهیم آورد، عنوان کرد: به دلیل تفاوتی که میان زبان فارسی و انگلیسی است و به منظور ادای بهتر مطالب و درک ساده‌تر برای مخاطب، برخی از دیالوگ‌ها به دلیل اینکه انتقال‌شان از طریق جملات گنگ و نامفهوم نباشد، روان‌تر شده است.

قلی‌پور همچنین درباره شیوه اجرایی نمایش “تابوت عهد” اظهار داشت: سبک اجرایی نمایش وفادار به نمایشنامه به صورت کاملاً واقع‌گرایانه و رئال اجرا می‌شود. به نظرم اعمال شیوه اجرایی خارج از پیشنهاد نمایشنامه به این اثر که داری دیالوگ‌های ساده و روانی است، لطمه خواهد زد. “تابوت عهد” از آن دسته آثار نمایشی است که بر دیالوگ‌ها و خوانش آن تاکید دارد و به دلیل فراوانی دیالوگ‌ها باید در وحله نخست به درستی بازی شود.

او در خصوص طراحی صحنه و فضای نمایش گفت: منا رمضانی یکی از طراحان درخشان، طراحی صحنه نمایش را برعهده دارد. پس از تمرکز بر بازی‌ها به دیگر نیازهای نمایش رسیدیم. با تلفیق نور و صحنه سعی کردیم تا فضای خانه‌‌ای را پس از فاجعه‌ای بزرگ به درستی به تصویر بکشیم.

کارگردان نمایش “گلن گری گلن راس” درباره معیار و مبنا در انتخاب بازیگران نمایش “تابوت عهد” یادآور شد: بیتا معیریان و مهدی کوشکی از بازیگران توانمند هستند و از آنجا که این دو، شخصیت‌های بسیار نزدیکی به کاراکترهای نمایش داشتند برای ایفای نقش در این اثر انتخاب شدند که به نظرم بسیار خوب از عهده آن برآمده‌اند.

عماد قلی‌پور در پایان صحبت‌هایش تصریح کرد: مدتی است که گفته می‌شد حضور چهره‌ها در آثار نمایشی باعث فروش و استقبال نمایش‌ها می‌شود. اما در سال گذشته آثاری با بازی چهره‌های محبوب مردمی روی صحنه آمد که متاسفانه استقبال چندانی از آنها نشد. به نظرم پایبندی به اثر است که حتی با حضور بازیگران گمنام نیز باعث استقبال تماشاگران می‌شود و ما در “تابوت عهد” تلاش کرده‌ایم این پایبندی را داشته باشیم و با استفاده از گروهی از بهترین‌ها کار خوب و محترمی را به مخاطبان ارائه کنیم. امیدوارم که این نمایش مورد توجه تماشاگران قرار گیرد.

“تابوت عهد” به صورت غیرمستقیم به رویداد ۱۱ سپتامبر می‌پردازد. این نمایشنامه‌ درباره دو نفر از اهالی نیویورک است که در صبحی تاریک و طولانی با خود و با یکدیگر مواجه می‌شوند.

لبیوت از نمایشنامه‌نویسان معاصر آمریکایی است و این برای نخستین بار است که اثری از وی توسط فهمیه زاهدی به زبان فارسی ترجمه شده و روی صحنه می‌رود.

در خلاصه نمایش آمده است: وقتی داشتم برمی‌گشتم، یه زن‌ و دیدم که حیرون و سرگردون داشت عکس شوهرش رو به در و دیوار می‌چسبوند.

دیگر عوامل نمایش “تابوت عهد” عبارتند از: مشاور کارگردان: دلارا نوشین، مدیر تولید: حسین دیردار، طراح نور: رضا حیدری، طراح لباس: الهام شعبانی، طراح صحنه: منا رمضانی، انتخاب موسیقی: سروش سوخته‌سرایی، طراح گریم: سوگل بهرام‌پور، طراح پوستر، بروشور و عکاس: محمودرضا انشایی، دستیار کارگردان و منشی صحنه: بهار خالقی، مدیر تبلیغات، روابط عمومی و مشاور رسانه‌ای: آوا فیاض، مدیر صحنه: سعید جعفری و ساخت تیزر: فرزین طاهر.

علاقمندان می‌توانند از هم اکنون بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.

 

 

۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری

سخنوران ایران- آیت‌الله صادق خلخالی اولین حاکم شرع دادگاه‌های انقلاب اسلامی بود که در زمان تصدی مقام قضایی‌اش، با اقداماتی قاطع خدماتی مهم در راستای تثبیت انقلاب انجام داد. یکی از آن اقدامات، تخریب مقبره رضا شاه در اردیبهشت ۵۹ بود که اتفاقاً به دلیل استحکام بالای بنا، چندین روز طول کشید. جالب آنکه این اقدام با مخالفت لیبرال‌ها به رهبری بنی صدر مواجه شد و آنان در این چند روز تلاش‌های فراوانی نمودند تا مانع از انجام کار شوند ولی نهایتاً با حمایت امام و مردم از این عمل، این مقبره که در نزدیکی حرم حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) قرار داشت تخریب شد.


 


به مناسبت سالروز این اقدام انقلابی، بخشی از خاطرات آیت‌الله خلخالی در همین باره را مرور می‌کنیم: «ما به دفتر امام رفتیم و طبق معمول، از هر دری سخن به میان آمد و گفته شد: زمان آن فرا رسیده است که مقبره پهلوی خراب شود. این ایام مصادف بود با ورود مجدد شاه به مصر، سادات با پناه دادن به شاه، می‌خواست او را در بازگشت به ایران کمک کند؛ ولی ما می‌خواستیم به او و یاران او نشان دهیم که دیگر در ایران، هیچ گونه ریشه و پایه و خانه‌ای ندارد. یکی از انگیزه‌های ما در خراب کردن مقبره پهلوی همین بود و نیز می‌خواستیم، طرفداران او در ایران که همچون ستون پنجم عمل می‌کردند، به کلی مأیوس شوند.


 


ما آن روز به سپاه رفتیم و… سرپرست سپاه، امکانات لازم را در اختیار ما گذاشت. ما حدود دویست نفر، با هم جمع شدیم و با بیل و کلنگ، به طرف حضرت عبدالعظیم به راه افتادیم. من در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم، سخنرانی پرشوری ایراد کردم و گفتم: دوره قرار گرفتن بناهای زشت و زیبا در کنار هم، پس از انقلاب اسلامی ایران، دیگر به پایان رسیده و مردم مسلمان ایران نمی‌توانند در کنار مزار شهیدان به خون خفته و چهره‌های درخشان تاریخ اسلام، مانند حضرت عبدالعظیم، مقبره جنایتکارانی مانند رضاخان و ناصرالدین خان [ناصرالدین شاه قاجار] و [حسنعلی] منصور و دودمان پهلوی را تحمل نمایند. باید به هر وسیله‌ای که شده، مقبره‌های سردمداران کفر و الحاد تخریب شود. مردم لحظه به لحظه تکبیر می‌گفتند و ابراز شادی می‌کردند. من حدود سه ربع ساعت برای مردم صحبت کردم و صحن حرم مملو از جمعیت شد.


 


با صدور فرمان حرکت به سوی مقبره پهلوی، مردم بسیج شدند. آن‌ها در‌‌ همان دقایق اولیه خیلی تلاش کردند، ولی در عمل مشاهده شد که مقبره به قدری محکم ساخته شده که هیچ بیل و کلنگی به آن کارگر نیست. البته، مواد منفجره و سایر لوازم را هم تهیه کرده بودیم. از طرف سازمان رادیو و تلویزیون هم آمده بودند تا فیلم‌برداری کنند.


 


مردم ستم کشیده از دست این دودمان، به ویژه سالخوردگان حضرت عبدالعظیم، بی‌اندازه فعالیت می‌کردند یکی سنگ‌ها را می‌شکست و دیگری پله‌ها را می‌کند و سومی به در و پنجره حمله می‌کرد و خلاصه، هر کس کاری می‌کرد. سرانجام، کار به گریدر و بلدوزر و جرثقیل و وسایل قوی مکانیکی کشید. ساعت، حدود  ۳۰:۴ بعد از ظهر بود که از طرف بنی صدر پیام آوردند، مبنی بر اینکه از تخریب مقبره دست بردارید. من اعتنا نکردم، ولی کم کم، کار جدی شد…. سرپرست وزارت کشور، نامه رسمی مرقوم و اعلام نمود که دستور از طرف شورای انقلاب و شخص آقای بنی‌صدر است و شما باید به هر نحو که شده، دست از تخریب بردارید، وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم، یعنی شما را توقیف می‌کنیم. من دیدم که دیگر جای تأمل نیست. لذا، گفتم که: به آقای بنی‌صدر بگویید، هر چه می‌خواهد، طبق مقررات انجام دهد و ما هم اینجا هستیم و تا مقبره را با خاک یکسان نکنیم، از اینجا خارج نخواهیم شد.


 


اطراف مقبره را گروه مسلح فداییان اسلام در محاصره داشتند و پاسداران هم مواظب اوضاع بودند. سرانجام، شب فرا رسید، ولی ما نتوانستیم مقبره را بخوابانیم، اگرچه خسارت زیادی به آن زدیم و به صورت مخروبه درآوردیم. ساعت حدود ده شب، برای استراحت، محل مقبره را ترک کردم.


 


کمی بعد، جناب آقای حاج احمد آقا خمینی، برای دیدن مقبره و در واقع، برای تقویت روحیه اینجانب به آنجا آمد و افراد مستقر در آن محل را تشویق کرد و با این عمل خود، فهماند که امام با تخریب مقبره، مخالفتی ندارند و این امر، بی‌اندازه موجب تقویت ما شد.


 


… فردای آن روز، روزنامه‌ها، بیانات به اصطلاح شیوای ابوالحسن بنی‌صدر را درج کردند. او در اجتماع خبرنگاران داخلی و خارجی و ایل و تبار خود، مصاحبه‌ای ترتیب داده و ما را به خودکامگی متهم کرده بود، حال آنکه، ما رضایت خدا و رسول و ائمه اطهار و امام امت و بالاخره، رضایت مردم ایران را در این کار در نظر داشتیم. مردم اصیل و آزاده ایران، جنایات پهلوی را به خاطر می‌آوردند.


 


… جنایات پهلوی بی‌شمار است و ما در این مختصر نمی‌توانیم، حتی به نحو اجمال به آن‌ها اشاره کنیم. به همین دلیل و به خاطر این همه جنایات، مردم نمی‌خواستند مقبره پهلوی در کنار مزار شیعیان، در حضرت عبدالعظیم قرار گیرد. این مقبره، مایه دلخوشی و دلگرمی سلطنت طلبان و طرفداران حزب جمهوری خلق مسلمان بود.


 


… چرا بنی صدر اصرار داشت که این مقبره در جای خود باقی بماند، با اینکه می‌دید مردم این را نمی‌خواهند؟ او به چه مناسبت اصرار داشت که ما از تخریب آن دست برداریم؟ البته، او ظاهراً می‌گفت که باید این مقبره بماند تا به موزه جنایات رضا خان و محمد رضا خان تبدیل شود. آن‌ها تظاهر می‌کردند که می‌خواهند از تمام دنیا، مدارک و شواهدی جمع کنند، حتی آثاری از جنایات ژنرال پینوشه در شیلی، علیه سالوادور آلنده و ژنرال موبوتو در زئیر و ژنرال امین در اوگاندا، و وان تیو در ویتنام و لون نول در کامبوج را در این موزه جمع آوری و به نمایش بگذارند و این موزه، کتابی گویا از جنایات جنایتکاران باشد؛ ولی ما می‌گفتیم که این کار‌ها عملی نخواهد شد و همه این‌ها بهانه است. اگر آن‌ها می‌خواستند آثار جنایات پهلوی را در موزه‌ای جمع آوری کنند، موزه ایران باستان می‌توانست جای بهتر و بزرگتری برای این امر باشد؛ اما، آقای بنی صدر، نه تنها آثار جنایات پهلوی را جمع آوری نکرد؛ بلکه، حتی آن را ننوشت. او جانیان درجه یک این دودمان را از ایران خارج کرد و وجوه نقدی آن‌ها را به وسیله آقای نوبری، دست نشانده خود، برای آن‌ها به خارج حواله نمود. بنی صدر نمی‌خواست این کار عظیم به دست روحانیون مبارز انجام شود. او نمی‌خواست حتی قبور زاهدی و منصور و سایر سردمداران فساد از میان برود. او می‌خواست در آینده، قبر خود او هم به عنوان قبر یک سردار، در کنار آن‌ها قرار گیرد، وگرنه این مقبره با آن ساختمانی که داشت، نه به درد موزه می‌خورد و نه به درد چیز دیگری، فقط دکور شیطانی بود.


 


ما فردای آن روز نیز، مشغول به کار شدیم. البته این بار با دلگرمی بیشتری کار می‌کردیم. در بعضی از جراید درج شده بود که تخریب مقبره پهلوی به تأخیر افتاد و این مطلب را از قول بعضی از کمیته‌ها نوشته بودند؛ اما ما با جدیت مشغول تخریب شدیم و مردمی که برای زیارت حضرت عبدالعظیم می‌آمدند، با شعارهای خود ما را تأیید می‌کردند.


 


تعداد بی‌شماری از مردم نیز از تهران برای کمک آمده و فریاد می‌زدند: باید مقبره هرچه زود‌تر خراب شود.


شاید شما ندانید که این مقبره را تا چه حد محکم ساخته بودند. ما آن را مثقال مثقال می‌کندیم و بلدوزر و گریدر و وسایل تخریب عادی، بدان کارگر نبود. سرانجام، ما مجبور شدیم که با دینامیت مقبره را به تدریج خراب کنیم. هر روز، مهندسین و کار‌شناسان درجه یک، به عنوان متخصص تخریب از کارخانه سیمان ری می‌آمدند و چه بگویم، متجاوز از بیست روز طول کشید تا آن دکور شیطانی فرو ریخت و به طور کامل تخریب شد. پس از تخریب، صدای هلهله و شادی از مردم بلند شد و شور و شعف به قدری بود که غیر قابل وصف است.


ما در جواب آقای بنی صدر، در روزنامه‌ها نوشتیم که این خودکامگی نیست، بلکه تبعیت از آرای ملت است و ملت ما را در این راه تأیید می‌کنند. بعداً هم امام امت در بیانات خود، تخریب مقبره را تأیید کرد و فرمود: کار آقای خلخالی درست است.


 


… مقبره شیطانی رضا خان، قطع نظر از اینکه جلوی دیدگاه بارگاه پرجلالت حضرت عبدالعظیم بن عبدالله حسنی را گرفته بود و مردم نمی‌توانستند از راه دور آن را مشاهده کنند و سلام عرض نمایند و صرف نظر از اینکه جلوی خیابان کشی از طرف غرب شهر ری به طرف شرق و شمال شهر را گرفته بود، تخریب آن یک فایده روانی مهم داشت و آن این بود که دل طرفداران دین و اهل بیت عصمت و طهارت را شاد و لبریز از سرور کرد. شکر به درگاه خداوند که مردم با چشم خود دیدند، مقبره سرسلسله دودمان پهلوی، در حکومت اسلامی در هم می‌ریزد.


 


من با چشم خود دیدم که در شب حمله به مقبره پهلوی، در میان امواج خروشان مردم اصیل شهر ری و تهران، فقط دو نفر گریه می‌کردند به ما می‌گفتند که چرا این مقبره را خراب می‌کنید! و بعداً معلوم شد که آن‌ها جزو چند صد نفر پرسنلی بودند که به عناوین جاروکش و رفتگر و دربان و قاری قرآن و مأمور تشریفات و مفتش و جاسوس در آنجا کار می‌کردند و هر یک، حقوق کلانی از بیت‌المال مسلمین دریافت می‌داشتند.


 


با تخریب این مقبره، روحیه خدایی در مردم زنده شد و برعکس، در بین طرفداران سلطنت و دودمان پهلوی، ایجاد یأس و نومیدی کرد…. ما شنیدیم که شاه در قاهره، پس از باخبر شدن از تخریب مقبره، دیگر نتوانست روی پای خود بایستد و ناچار شدند او را یکسره به بیمارستان ببرند و سرطان او شروع به فعالیت کرد و سرانجام، به همین مرض از دنیا رفت.


 


شاه وقتی مرد، من خدمت حضرت امام رفتم، جریان را عرض کردم و گفتم: من دلم می‌خواست که شاه در نبرد کشته شود، نه در ذلت. امام هم قبول کرد. این احتمال نیز وجود داشت که اگر مقبره بر جای خود باقی بماند، در طول سالیان دراز و در آینده به مزار تبدیل شود. ما به چشم خود دیده بودیم که مردم ساده لوح، پس از زیارت حضرت عبدالعظیم، بر مقبره ناصرالدین شاه هم فاتحه می‌خواندند. البته، ما دست به کار شدیم و دستور دادیم که سنگ قبر ناصرالدین شاه را بکنند تا اثری از مقبره او در کنار حضرت عبدالعظیم نمانده باشد.


ما نه تنها قبر رضا خان را با خاک یکسان کردیم، بلکه قبر علیرضا پهلوی [برادر محمد رضا شاه] و فضل‌الله خان زاهدی، عامل کودتای ۲۸ مرداد و منصور، امضا کننده قرارداد کاپیتولاسیون و مصونیت مستشاران نظامی آمریکا و ده‌ها نفر دیگر از سردمداران فساد را نیز نابود کردیم. آن‌ها با نزدیک کردن خود و خانواده خود به دربار، طی سالیان دراز، مردم را به انحطاط کشانده بودند.


 


موضوعی که لازم است گفته شود، این است که هرچه قبر رضا خان را کندند، حتی استخوان‌های او هم به دست نیامد. بعداً معلوم شد که شاه به هنگام فرار، استخوان‌های پدرش را برداشته و با خود به قاهره برده است و حالا هم در یک جای امن، در لوس آنجلس، نگهداری می‌شود. این استخوان‌ها را در کنار جنازه فرزند اشرف، آقای شفیق، به امانت نگاه‌داری می‌کنند تا به اصطلاح، در یک فرصت مناسب، در ایران، دفن کنند.


بنی صدر دست بردار نبود و در هر فرصتی، اینجا و آنجا، پشت سر ما حرف می‌زد. او از‌‌ همان اول می‌گفت که: خلخالی قاتل است، نه قاطع! اما، امام امت، خمینی کبیر، بیان داشت که کارهای خلخالی در رابطه با تخریب مقبره پهلوی، خیلی خوب و به جا بوده است. همین بیانات امام، موجب شد که دهن‌ها بسته شود و دیگر، کسی در این باره پشت سر ما حرف نزند؛ وگرنه، آن‌ها به این آسانی دست از سر ما بر نمی‌داشتند.»


 


 


منبع: خاطرات آیت الله خلخالی، جلد اول، صفحات ۳۴۱ تا ۳۵۱ به نقل از رجانیوز


 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

۴ام اردیبهشت ۱۳۹۷ سخنوری


تین‌نیوز | 

مازیار یزدانی *: راه‌آهن به دلیل کاهش انتشار آلاینده‌های زیست‌محیطی به‌عنوان یکی از شقوق حمل‌ونقلی سازگار با محیط‌زیست شناخته‌شده، لذا آن را حمل‌ونقل سبز و دوستدار محیط‌زیست می‌نامند. امروزه با ارائه راهکارهایی جدید از این سیستم به‌عنوان زیرساختی برای دفع آلودگی‌های حاصل از سایر شیوه‌های حمل‌ونقل (جاده‌ای و هوایی) استفاده می‌کنند. یکی از این راهکارها استفاده از دستگاه‌های راه‌آهنی است که از پوشش گیاهی در حاشیه خود بهره‌مند هستند که موجب افزایش میزان جذابیت منظر نیز می‌شود.

ولی از سویی روزانه تعداد قابل‌توجهی از افراد که در زندگی به بن‌بست‌های روانی و فکری می‌رسند، دست به خودکشی می‌زنند، و حاشیه‌های ریلی را محلی برای این امر در نظر می‌گیرند که متاسفانه این موضوع در بسیاری از کشورها پدیده‌ای رایج شده است که این امر برای راه‌آهن مساله ای دردناک است.

امیل دورکیم، نخستین جامعه‌شناسی که تحلیلی از خودکشی ارائه داد، دراین‌باره می‌گوید «هر نوع مرگی که نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم کردار مثبت یا منفی خود قربانی باشد که پیشاپیش از نتیجه عمل خودآگاه بوده است» و آن را در ۴ دسته که به‌نوعی به رابطه فرد با جامعه مربوط است بیان می‌کند: خودکشی خودخواهانه، در شرایط جدایی فرد از جامعه، خودکشی دگرخواهانه، در شرایطی که شخص وابستگی زیادی به جامعه دارد، خودکشی تقدیرگرایانه، در شرایطی که اراده‌ها، عواطف و انگیزه‌های اعضای جامعه زیر کنترل شدید جامعه باشند و خودکشی هرج‌ومرج‌گرایانه، ناشی از نابسامانی، آشفتگی، و بی‌قانونی جامعه است.

با توجه به اینکه بسیاری از افراد لزوماً از پیش برای چنین کاری برنامه‌ریزی نکرده‌اند، هوش مصنوعی می‌تواند به تشخیص آن‌ها کمک کند. بنا بر مطالعات گسترده‌ای که محققان بر روی الگوهای رفتاری متفاوت انجام داده‌اند و همچنین بازنگری ویدئوهای ضبط‌شده از ۶۰ اقدام به خودکشی از طریق قطار، این نتیجه حاصل‌شده که می‌توان الگوهای رفتاری این افراد را با بهره‌گیری از دوربین‌های مداربسته و الگو شناسی رفتاری شناسایی کرده و برای نجات جان آن‌ها اقدام نمود.

با توجه به اینکه نظارت انسانی بر صدها نمایشگری که ایستگاه‌ها را با دوربین‌های مداربسته زیر نظر دارند آسان نیست، راه‌حل ایده‌آل آن است که این کار به‌طور اتوماتیک با استفاده از علم هوش مصنوعی (یادگیری عمیق و درک قابل‌قبول از رفتارهای غیرمعمول) و پردازش سیگنال‌های خروجی از طریق کامپیوترها انجام شود. نحوه عملکرد این‌چنین است که مقایسه‌ای بین رفتارهای فرد مظنون به خودکشی با نفراتی که قبلاً دست به خودکشی زده‌اند، صورت می‌پذیرد. مواردی نظیر حالت چهره افسرده، سردرگمی و قدم زدن ممتد در کنار خط زرد، استرس و حرکات غیرعادی به اطراف می‌توانند الگوهایی از این قبیل باشند. به همین منظور بسیاری از دانشگاه‌ها و شرکت‌ها نظیر گوگل، درحال‌توسعه روش‌های جدید تجزیه‌وتحلیل دقیق رفتارها و پردازش آن‌ها توسط هوش مصنوعی هستند تا در راستای اهداف مختلف نظیر پیش‌گیری از خودکشی، از نتایج آن‌ها بهره بگیرند.

با توجه به اهمیت این موضوع به‌ویژه در فضای ریلی باید با آگاه دهی مناسب به پیشگیری از خودکشی کمک کرد. دلایل عمده خودکشی معمولاً افسردگی، ناامیدی، امتناع از مراقبت‌های روان‌درمانی یا روان‌شناختی، شکست، انزوا و گوشه‌گیری، فاکتورهای مرتبط با جنسیت، سن و محیط جغرافیایی است.

ازآنجاکه خودکشی در ایران پدیده‌ای رو به رشد دانسته شده است و سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۴ میلادی، نرخ خودکشی در ایران را ۳/۵ درصد هزار نفر اعلام کرده است، لازم است با نگاه عمیق‌تری به دلایل و فرایند این مسئله توجه کرد. این نرخ در میان زنان ۶/۳ و در میان مردان ۷ است. بالاترین نرخ فصلی خودکشی، ۲/۳۵درصد و مربوط به تابستان است که ۱۳درصد بالاتر از فصل‌های دیگر است. آمار سازمان پزشکی قانونی ایران نشان می‌دهد که ۵۴ درصد خودکشی‌های منجر به مرگ در میان جوانان زیر ۳۰ سال بوده است. همچنین میزان اقدام به خودکشی در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی است. این آمار می‌تواند کمک شایانی در شناسایی افراد و شیوه آگاه‌سازی و جلوگیری از خودکشی داشته باشد. مثلاً با دانستن این موضوع که بالاترین میزان خودکشی در استان ایلام (با نرخ ۲۶ از ۱۰۰ هزار نفر) و استان کرمانشاه (با نرخ ۲۳ از ۱۰۰ هزار نفر) است. پس‌ازاین دو استان، با فاصله زیادی استان‌های لرستان، همدان، گلستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد، آذربایجان غربی، کرمان، و کردستان جای دارند. تهران و سیستان و بلوچستان هم در آخرین رتبه‌ها قرار دارند، بایستی توجه مدیران راه‌آهن مناطق مذکور را به موضوع مربوطه و فراهم آوردن ابزارهای پیشگیرانه با توجه به نرخ خودکشی در هر منطقه بیشتر معطوف نمود و در همین راستا باید مراقبت‌های لازم را در حریم ریل به عمل آوردند و کنترل و نظارت کافی بر موضوع داشته باشند.

همچنین پژوهشگران نشان دادند برخلاف خودکشی، قصد خودکشی، دارای هدف‌هایی به‌جز «نابودی خویش» نظیر دعوت و خطاب یا تقاضای کمک و حمایت، واکنش در مقابل یک مصیبت، فاجعه، و بلای ناگهانی، سوءاستفاده و تهدید شخصی دیگر و فرار و گریز از موقعیت دشوار است. لذا باید با شناخت مناسب از مسئله به افرادی که ممکن است درگیر یا در شرف درگیری با این موضوع باشند کمک کرد. زمانی که مشکلی در تعداد وسیعی از مردم تأثیر دارد باید به ماورای افراد، ساختار اجتماعی، الگوهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه نظر کنیم. شاید برای خانواده‌ها مهم باشد که بتوانند فرزندانشان را از آسیب‌های اجتماعی دور نگه‌دارند. شاید برای آن‌ها مهم باشد که با دانستن اطلاعاتی به‌راحتی خواهند توانست جلوی اقدامات اشتباه فرزندان خود را بگیرند.

 با توجه به اینکه هدف راه‌آهن، ارتقاء سطح رفاه اجتماعی و رضایت عمومی مردم است، راه‌آهن در حال حاضر درحال‌توسعه اماکنی برای ارائه خدمات شهری و اجتماعی در مسیر ریلی و ایجاد ایستگاه‌های TOD بوده و در محیط داخل و خارج شهر اقدامات مؤثری را در این راستا به انجام رسانده است. همچنین ازآنجاکه حریم ریلی نباید محلی برای این اقدام دل‌خراش باشد، ا مسئولین راه‌آهن و مدیران مناطق باید رویکرد ایجاد حریم امن و کنترل‌شده را برای پیشگیری از این مسئله ترویج داده و اقدامات لازم را تا حد امکان انجام دهند و مراقبت‌های محیطی را به عمل می‌آورند.

در پایان امیدوارم همواره حریم ریلی محلی برای تفریح و شادی مردم باشد و با فراهم آوردن رضایت آن‌ها در سفر با قطار، خدمتی ارزنده به هم‌وطنان عزیزمان عرضه کرده باشیم.

                                                                                                                        * معاون فنی‌وزیربنایی راه‌آهن