سخنوری




۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری

اردوغان افزود: حمله به اقتصاد کشور هیچ فرقی با حمله به اذان و پرچم کشورمان ندارد؛ هدف آنها به زانو در آوردن ترکیه و ملت ترکیه است.

 


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری سخنوران به نقل از خبرگزاری آناتولی، رئیس جمهور ترکیه در پیام خود به مناسبت عید قربان تاکید کرد که حمله اقتصادی علیه کشورش هیچ فرقی با حمله به اذان و پرچم ندارد.


«رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه در پیام خود ضمن تبریک عید قربان به مسلمانان جهان تاکید کرد: حمله به اقتصاد کشور هیچ فرقی با حمله به اذان و پرچم کشورمان ندارد؛ هدف آنها به زانو در آوردن ترکیه و ملت ترکیه است.


وی در ادامه تصریح کرد: هفته آینده نود و ششمین سالگرد پیروزی ۳۰ اوت ترکیه است از مظاهر ایستادگی حمایت از میهن است و بار ملت غیور ترکیه در کودتای نافرجام ۱۵ جولای ثابت کردند که برای حمایت و حفاظت از کشور حاضرند جان خود را فدا کنند. 


اردوغان افزود: حمله به اقتصاد کشور هیچ فرقی با حمله به اذان و پرچم کشورمان ندارد؛ هدف آنها به زانو در آوردن ترکیه و ملت ترکیه است. آنها می خواهند ترکیه را به اسارت خود در بیاورند. ما کشوری نیستیم که گردن خم کنیم. ما ترجیح می دهیم به جای اینکه زنجیر به گردن مان بزنند، گردن مان بریده شود.


وی عنوان کرد: آنها تلاش کردند تا با معضل تروریسم، گروه های خائن و هزار و یک مکر و دسیسه و نیرینگ ما را از پای در بیاورند اما موفق نشدند و این بار دست به توطئه اقتصادی زده اند اما به زودی خواهند دید که باز هم شکست خواهند خورد.


اردوغان در ادامه گفت: کشور ما توانمندی، قدرت و امکانات مقابله با تمام مشکلات را دارد. تنها کافی است که اتحاد، همبستگی و برادری خود را حفظ و یکدل و یکصدا از ترکیه حمایت کنیم.


 


 





انتهای پیام

۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری

به گزارش سخنوران، شاگردان زلاتکو کرانچار در آخرین دیدار از دور گروهی مسابقات آسیایی مقابل میانمار قرار گرفتند و با حساب ۲ بر صفر مقابل این تیم شکست خوردند.

در سوی دیگر، عربستان مقابل کره شمالی با ۳ گل شکست خورد و شگفتی‌ها در این گروه را کامل کرد چرا که هر چهار تیم بعد از سه بازی، چهار امتیاز را کسب کردند.

با نتایجی که در روز پایانی این گروه رقم خورد، ایران و کره‌شمالی به عنوان تیم‌های اول و دوم راهی مرحله بعد شدند و تیم عربستان، شانس صعود به عنوان یکی از بهترین تیم‌های سوم را به دست آورد و باید در انتظار پایان رسیدن مسابقات بماند. به احتمال زیاد ایران در مرحله بعد با کره‌جنوبی رو به رو خواهد شد اما کره‌شمالی به طور قطع با بنگلادش دیدار خواهد کرد.

جدول رده بندی گروه F:

۱ – ایران، ۴ امتیاز، تفاضل ۲+

۲ – کره‌شمالی، ۴ امتیاز، تفاضل صفر، گل زده ۴

۳ – عربستان، ۴ امتیاز، تفاضل صفر، گل زده ۳

۴ – میانمار، ۴ امتیاز، تفاضل ۱-

نیمه نخست

کرانچار بازی را با پنج تغییر نسبت به بازی گذشته شروع کرد تا فرصت بیش‌تری به همه بازیکنان برسد. میانمار به عنوان تیم قعرنشین این گروه توانست از نظر خلق موقعیت فرصت‌های بیش‌تری را به دست بیاورد و چندین بار دروازه شهاب عادلی را تهدید کند اما دروازه‌بان جوان سپاهان به خوبی از پس فرصت‌های عمدتا تک به تک میانمار برآمد و مانع از گل خوردن ایران شد.عمده تمرکز تیم ایران بر خلاقیت فردی یونس دلفی و مهدی قائدی در خط حمله بود که مدافعان میانمار به خوبی این بازیکنان را کنترل کردند.

نیمه دوم

میانمار با تفکرات هجومی نیمه دوم را شروع کرد و توانست در دقیقه ۵۶ دروازه شهاب عادلی را باز کند. این پایان حملات میانمار نبود و این تیم روی اشتباه مهلک شهاب عادلی گل دوم را به ثمر رساند. این گل در شرایطی به ثمر رسید که بازیکنان ایران انتظار داشتند میانماری‌ها به خاطر زمین خوردن مهدی قائدی توپ را به خارج زمین بزنند اما آن‌ها به بازی ادامه دادند و به گل دوم دست یافتند. میانمار که خودش را بیش‌تر از همیشه به صعود نزدیک می‌دید، گستره حملاتش را بیش‌تر کرد و در یک قدمی زدن گل سوم قرار داشت اما این بار شهاب عادلی اشتباه نکرد و دروازه را نجات داد.

کرانچار که خودش و تیمش را زیر حملات پر تعداد میانمار دید، دست به تغییراتی زد و تیم ایران تا حدودی دست از بازی ضعیفش برداشت و توانست به محوطه جریمه میانمار نزدیک شود اما در رسیدن به گل ناکام ماند. با جلو کشیدن ایران، پشت حط دفاعی تیم ملی خالی ماند و میانمار موقعیت تک به تکی را به دست آورد که بازیکن این تیم ضربه چیپ و فنی خود را به دیرک دروازه عادلی زد تا کرانچار و شاگردانش نفس راحتی بکشند. در ادامه بار دیگر عادلی و بازیکن میانمار تک به تک شدند که این بار عادلی زودتر به توپ رسید و توسط بازیکن میانمار سرنگون شد تا ایران با شانس و اقبال گل سوم را دریافت نکند و صدرنشین گروهش بماند.

ترکیب ایران: شهاب عادلی، عارف آقاسی، محمد مسلمی‌پور، مهدی رحیمی، محمد سلطانی‌مهر، مهدی قائدی، ابوالفضل رزاق‌پور، رضا جبیره (زامهران ۷۱)، شاهین عباسیان، محمد خدابنده لو و یونس دلفی (احمدوند ۶۵).

 

۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری


اختتامیه بیست و پنجمین جشنواره تجسمی جوانان برگزار می‌شود/ بازدید مدیرکل هنرهای تجسمی از کارگاه‌های جشنواره

به گزارش هنرآنلاین، بیست و پنجمین جشنواره ملی هنرهای تجسمی جوانان با حضور معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیرکل هنرهای تجسمی و هنرمندان ساعت ۱۷ روز سه شنبه ۳۰ مردادماه در سالن اقبال آذر تبریز پایان می‌یابد و جوایز برگزیدگان جشنواره اهدا می‌شود.

هادی مظفری؛ مدیرکل هنرهای تجسمی در دومین روز جشنواره از کارگاه‌های این رویداد که در هنرستان هنرهای زیبای میرک تبریز برگزار شده است، بازدید کرد.

مظفری در این بازدید گفت:  جشنواره ملی هنرهای تجسمی جوانان رویدادی است که می‌تواند تصویری از وضعیت هنرهای تجسمی جوانان از نظر آموزش،  پراکندگی جغرافیایی و فرهنگی و قوت‌ها و ضعف‌ها جریان هنرهای تجسمی جوانان ارائه کند تا در برنامه‌ها مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر جشنواره  ملی هنرهای تجسمی جوانان فرصتی برای شناسایی استعدادها و ایجاد زمینه رشد و پیشرفت آنان برای آینده هنر کشور است. خوشبختانه در این دوره از بین جوانان شرکت کننده، هنرمندان جوانی از استان‌های مختلف کشور برای حضور در جشنواره پذیرفته شدند و هنرمندان شاخص و حرفه‌ای به عنوان
داور و استاد کارگاه در جشنواره حضور دارند.

مظفری در ادامه افزود: جشنواره ملی هنرهای تجسمی جوانان رویدادی است که ناظر به آینده هنرهای تجسمی است و به این دلیل توجه به آن اهمیت دارد.

در این جشنواره ۱۰۰ هنرمند جوان از ۲۳ استان کشور در بخش‌های پوستر،  تصویر سازی،  خوشنویسی،  طراحی،  عکاسی، کاریکاتور، مجسمه سازی،  نقاشی  و نگارگری  در کارگاه‌های جشنواره حضور دارند که در هر رشته یک نفر برگزیده جشنواره معرفی می‌شود.

همچنین در اختتامیه بیست و پنجمین جشنواره ملی هنرهای تجسمی جوانان از علی دائم ‌امید،‌ مسعود ستار زاده، کیومرث کیاست،‌ محمدحسن رضازاد و رحیم عظیمی از هنرمندان استان آذربایجان شرقی نیز تجلیل می‌شود.

بر اساس این گزارش، در این دوره از جشنواره بخش گرافیک را مصطفی اسداللهی و حسین نوروزی (گرافیک)، کیانوش غریب پور و جلال پیروزآبادی (تصویر سازی)،کامبیز صبری و محمد فاسونکی (مجسمه سازی)،  علی شیرازی و صداقت جباری (خوشنویسی)،  علی ذاکری و جواد نوبهار (طراحی)،  فرهاد سلیمانی و محمد عباس زاده (عکاسی)،  شهرام رضایی و رحیم بقال اصغری (کاریکاتور)،  فرح اصولی و ابراهیم مقبلی (نقاشی)  و امیر طهماسبی و رحیم چرخی (نگارگری)  در کنار استادان کارگاه هر رشته داوری را بر عهده دارند. اونیش امین الهی (گرافیک)،  محمدعلی بنی اسدی (تصویر سازی)،  محمد حسین عماد (مجسمه
سازی)،  محمد علی فرز بود (خوشنویسی)،  داریوش حسینی (طراحی)،  مهدی مقیم نژاد (عکاسی)،  جواد علیزاده (کاریکاتور)،  مهرداد محب علی (نقاشی)  و اردشیر مجرد تاکستانی (نگارگری)  استادان کارگاه‌هایی هستند که در کنار سایر داوران،  آثار جشنواره را داوری می‌کنند.

بیست و پنجمین جشنواره ملی هنرهای تجسمی جوانان با حمایت مرکز هنرهای تجسمی و همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان آذربایجان شرقی و موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر از ۲۶ مردادماه در تبریز آغاز شده و ۳۰ مرداد به کار خود پایان می‌دهد.


۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری

وزارت امور خارجه به دیگر ابهامات حقوقی مطرح شده درباره رژیم حقوقی دریای خزر پاسخ داد.

به گزارش سخنوران، موافقتنامه کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر که روز ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ به امضای سران پنج کشور ساحلی ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان رسید، با واکنش بسیاری از سوی کارشناسان سیاسی و حقوقی همراه شد. برخی حقوقدانان به استناد دو قرارداد ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میلادی و مفاد موجود در آنها، اعتقاد به سهم ۵۰ درصدی ایران در دریای خزر داشته و ضمن اشاره به مندرجات قراردادهای مزبور بر تساوی کلیه حقوق دو کشور ایران و شوروی سابق تأکید کردند. بر این اساس، وزارت امور خارجه بر پایه استدلال های حقوقی و قانونی و با هدف تنویر افکار عمومی کشورمان به این پرسش ها و شبهات پاسخ داده است که اهم مطالب مطروحه به شرح ذیل می باشند:


۱- بر اساس قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰، تمامی حقوق دو کشور مساوی بوده وعملاً در طول تاریخ، دریای خزر بین ایران و روسیه (و شورویمشترک بوده است. در این باره چه نظری دارید؟


همان گونه که بارها اعلام شده است، در هیچیک از دو قرارداد فوق الذکر، هیچگونه صراحتی در خصوص سهم برابر یا تقسیم مساوی یا شراکت مشاع در دریا وجود ندارد. اصولاً در هر دو قرارداد در خصوص تقسیم دریا بین ایران و شوروی، مطلبی بیان نشده است.


۲- در بند ۳ فصل سوم معاهده ۱۹۲۱ ایران و روسیه آمده است که طرفین با حقوق مساوی از رودخانه اترک و سایر رودخانه‌ها و آب های سرحدی بهره‌مند خواهند شد. اگر اترک و سایر رودخانه ها را کنار بگذاریم، چه آب دیگری به جز دریای خزر می‌ماند؟ لذا منظور از آبهای سرحدی همان دریای خزر است!


چگونه است که در بند مزبور، از رودخانه کم آب اترک نام برده شده ولی از دریای بزرگ و مهمی چون خزر نام برده نشده است؟ به جز اترک و رودخانه ها، آب‌های سرحدی دیگری هم نظیر: مخازن و سدها، برکه‌ها، چشمه ها، نهرها، آب انبارها و غیره داریم که اتفاقاً به آنها تصریح شده است. به هر حال، در این بند، از خزر صریحاً نام برده نشده و تصریح ندارد؛ پس در این خصوص تنها می‌توان به تفسیرهای مختلف بسنده کرد و بنابراین، فرضیه ارائه شده صحیح نیست. همچنین کمیسیون مربوطه تاکنون ۱۰ بار تشکیل جلسه داده و در خصوص تمام رودها، نهرها، مخازن و سایر موضوعات تصمیم گیری قطعی شده، لیکن در خصوص خزر هیچ موردی ذکر نشده است. این امر موید آن است که منظور از آبهای ساحلی، خزر نبوده است.


۳- منظور از آب های سرحدی شده چیست؟


در همه قراردادهای مرزی که بین دو کشور امضاء شده است، هر جا ذکر آب های‌ سرحدی آمده، منظور همان رودخانه‌ها، نهرها، مخازن (سدها)، آبگیرها، چشمه ها و غیره بوده‌ است.


۴- بر اساس فصل یازدهم قرارداد منعقده در سال ۱۹۲۱ ، طرفین رضایت داده اند هر دو بالسویه حق کشتیرانی آزاد در زیر پرچم های خود در دریای خزر را داشته باشند. آیا این به معنای حقوق تساوی نیست؟


در عبارت فوق فقط «کشتیرانی آزاد» و «اصل پرچم» مشخص می‌شود و در مورد تقسیم خزر (چه مساوی و چه غیر مساوی) به مورد خاصی اشاره نشده است.


۵- در حال حاضر ایران در اکثر مناطق دریایی دنیا حق کشتیرانی آزاد و حتی بالسویه دارد. آیا این به معنی حق حاکمیت و مالکیت بالسویه ایران در آن مناطق است؟ اگر اینچنین می باشد، وضعیت ایران در دریای خزر چگونه است؟


اولاً باید دانست که در موافقتنامه فوق الذکر، فقط ۳ فصل و یک بند به خزر اختصاص دارد. ثانیاً در برخی از فصول، حقوق کاملاً مساوی نبوده و این ادعا درست نیست. چرا که برخی فصول کاملاً یک طرفه و به نفع روسیه بوده است.


۶- با توجه به اینکه در قرارداد ۱۹۴۰ همه حقوق به شکل مساوی ذکر شده است، چرا تاکنون شرایط به شکل دیگری دنبال می شود؟


باید اشاره کنیم که از طرف ایران وزیر امور خارجه و کفیل وزیر بازرگانی قرارداد مزبور را امضاء کرده اند و از طرف شوروی سفیر و وابسته بازرگانی آن کشور در تهران!! در ثانی، عنوان قرارداد فوق: «قرارداد بازرگانی و بحر پیمایی» است و نه قرارداد مرزی. بنابراین طرح این موضوع که همه حقوق به شکل مساوی می باشد صحیح نبوده و به هیچ وجه مسائل مرزی را در بر نمی گیرد.


۷- در بند ۱ ماده ۱۲ قرارداد ۱۹۴۰ آمده است «با کشتی هائی که زیر پرچم یکی از طرفین در دریای خزر سیر می‌نمایند در بندرهای طرف متعاهد دیگر چه در حین ورود و چه در مدت توقف و چه در زمان خروج از هر حیث، مثل کشتی های کشوری رفتار می‌شود» آیا این نیز به معنای حقوق برابر نمی باشد؟


از بندهای فوق صرفاً برای اصل برابری در مقررات بندری بهره گیری شده است، نه مسایل مرزی و حاکمیتی. از سوی دیگر این مواد فقط در ظاهر به نفع ایران بود چرا که در واقع ایران در خزر هیچ کشتی نداشت و فقط کشتی‌های شوروی به حمل و نقل کالا مبادرت می‌کردند و آنان از معافیت‌ها استفاده می نمودند نه ایران. این در حالی است که اولین کشتی ایران (به معنای واقعی کلمه کشتی) در سال ۱۳۶۸ وارد خزر شده است. مضافاً اینکه طبق بند ۳ ماده ۱۲ به شوروی و ایران به صورت متقابل حق کابوتاژ برای حمل کالا و مسافر اعطا شده بود که در عمل فقط شوروی می توانست به این اقدام مبادرت نماید.


۸- بر اساس بند ۴ ماده ۱۲ قرارداد فوق، «هر یک از طرفین، ماهی گیری را در آب های ساحلی خود تا حد ۱۰ مایل دریایی به‌کشتی های خود اختصاص داده و این حق را برای خود محفوظ می‌دارند که واردات ماهی‌های صید شده از طرف کارکنان کشتی هایی که زیر پرچم آنها تردد می‌نمایند را از تخفیفات و مزایای خاصی بهره‌مند سازند» در این خصوص چه دلایلی موجود است؟


طبق بند ۴ ماده ۱۲، یک محدوده ۱۰ مایلی صرفاً برای ماهی گیری انحصاری به هر دو کشور اعطاء شده بود. طبق این بند، منطقه انحصاری شیلاتی شوروی حدود ۷ برابر ایران تعیین شده بود. مبنای کار برای تعیین این محدوده و مشخص کردن مساحت آن، طول سواحل بوده که طول سواحل شوروی بین ۶ تا ۷ برابر بیشتر از طول سواحل ایران بوده است.


۹- در ماده ۱۳ قرارداد منعقده در سال ۱۹۴۰ آمده است: طرفین موافقت دارند که در تمام دریای خزر، کشتی هایی جز کشتی های متعلق به ایران یا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و یا متعلق به اتباع و بنگاه های بازرگانی و حمل و نقل کشوری یکی از طرفین که زیر پرچم دو کشور تردد می‌نمایند، نمی‌توانند رفت و آمد داشته باشند» بنابراین می توان برداشت کرد که این امر، حاوی سهم مساوی برای دو کشور بوده است.


ماده ۱۳ قرارداد بسیار خوب است، ولی دلالتی بر تقسیم سهم، آن هم به میزان ۵۰ درصد ندارد. این موضوع، فقط مؤید ممنوعیت حضور با پرچم ثالث است. در ماده ۱۴ نیز متقابلاً گواهینامه های صادره یکدیگر در امر کشتیرانی مورد پذیرش قرار گرفته است. ولی به هیچ وجه بر تقسیم و مرزبندی اشاره ندارد. حتی ماده ۱۵ هم صرفاً به اقدامات بهداری در کشتیرانی در خزر و کالاها اشاره کرده و صریحاً یا تلویحاً اشاره‌ای به تقسیم و مرزبندی ندارد.


۱۰- طبق ماده ۱۶، این قرارداد سه ساله است و با اخطار ۶ ماه قبل، قابل فسخ می‌باشد. آیا این ماده ضمانت اجرایی دارد؟


هر کدام از کشورهای ساحلی حتی ایران و روسیه می توانند با اعلام ۶ ماه قبلی، به این قرارداد خاتمه دهند.


۱۱- یکی دیگر از مواردی که به سهم ۵۰ درصدی ایران اشاره دارد، نامه ضمیمه قرارداد ۱۹۴۰ می باشد که در آن آمده است: «نظر به اینکه دریای خزر که طرفین آن را دریای ایران و شوروی می‌دانند برای دو طرف دارای اهمیت خاصی می‌باشد، موافقت حاصل است که دو دولت، اقدامات لازمه را به عمل خواهند آورد تا اتباع کشورهای ثالث که در کشتی های دو کشور و در بندرهای واقع در دریای خزر مشغول خدمت هستند، از خدمات و توقف خود در کشتی ها و بنادر مزبور برای مقاصدی که خارج از حدود وظایف محوله به آنها باشد استفاده ننمایند.» این مورد نیز مشمول تساوی حقوق نمی شود؟


در نامه فوق بر خلاف آنچه که مشهور شده و در اغلب کتابها، مقاله ها و سخنرانی ها ذکر می‌شود، واژه «مشترک» نیامده است. از این نامه فقط جهت اهمیت و تعلق دریا به دو کشور ساحلی و عدم فعالیت سوء اتباع کشورهای ثالث علیه یکدیگر بهره گیری می شود و نه مالکیت مشترک؛ آن هم از نوع ۵۰ درصدی. ضمن آنکه بند مزبور در حال حاضر برای جمهوری اسلامی ایران بسیار خوب و مثبت است ولی در زمان شاه که آمریکایی ها در ایران حضور داشتند، به نفع شوروی بود.


۱۲- بر اساس نامه کمیسیر ملی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۲۷ در رابطه با تسلیم بندر انزلی، دولت اتحاد جماهیر شوروی از دولت ایران خواهش می کند که منفعت مشترک در دریای خزر را در نظر گرفته و طی مدت ۲۵ سال جز مستخدمین و کارگران اداره بندر، از اتباع غیر ایرانی استفاده نکند.


از موضوع انحصار دریای خزر به دو کشور صرفاً اینگونه برداشت می شود که نباید طرف ثالثی در آن راه یابد. البته این ماده در آن زمان به ضرر ایران بود و مغایر با حاکمیت ایران به شمار می رفت و به نوعی دخالت در امور داخلی ایران محسوب می شد. ضمن آنکه مدت ذکر شده ۲۵ سال نیز منقضی شده است.


۱۳- به هر حال، روح کلی معاهدات، حاکی از برابری و تساوی حقوق و مشاع است.


چنین چیزی صحت ندارد. بررسی های فوق به وضوح نشان داده که نه تنها روح کلی دو قرارداد فقو الذکر بر برابری، تساوی و مشاع استوار نبوده، بلکه در موارد عدیده یک جانبه به نفع شوروی نیز بوده است. همچنین می توان گفت، علاوه بر اینکه همواره تساوی حقوقی برقرار نبوده، بعضاً شرایط به گونه‌ای رقم خورده که متناسب با طول ساحل هر کشور اقدام شده است.


۱۴- شوروری فرو پاشید. ایران که سر جای خود باقی است. آیا فروپاشی شوروی باید بر سهم ایران تاثیر بگذارد؟


قرارداد ۱۹۲۱ بین ایران و روسیه منعقد شده است. آن زمان هنوز کمونیست ها با مخالفت روس های سفید مواجه بودند و کشور شوروی رسماً تشکیل نشده بود. شوروی سابق رسماً در سال ۱۹۲۲ تشکیل شد. آذربایجان یک سال و ترکمنستان نیز ۲ سال بعد به شوروی پیوستند. عنوان قرارداد نیز قرارداد مودت ایران و روسیه است. حال، روسیه نیز می تواند ادعای ۵۰ درصد نماید ولی چنین نمی‌کند و نکرد و به سهم زیر ۱۹ درصدی در بستر و در ادامه به سهم بسیار کمتر از این در منابع نفت و گاز بسنده کرد. از سوی دیگر بنا به فرض، در صورت اختصاص سهم ۵۰ درصدی برای ایران، دو کشور ساحلی اصلاً نباید سهمی از دریا داشته باشند و باید در ساحل، دیواری کشید تا از حضور آنان ممانعت کرد!


۱۵- آیا اصولاً می توان کاری کرد که خزر تقسیم نگردد تا با این مشکل مواجه نشویم؟


در تمام نظام های حقوقی، هر مالکی می‌تواند شراکت خود را به هم بزند مگر آنکه قبلاً و صریحاً ملزم به عدم تقسیم شده باشد. در خزر اینگونه نیست. در حال حاضر ۴ کشور دیگر خواهان تعیین سهم هستند و ایران نمی‌تواند این امر را نپذیرد.


۱۶- در نقشه های چاپ شده در کتاب های درسی زمان شاه و بعد از انقلاب، نیمی از خزر ترسیم شده است. آیا این به معنی سهم ۵۰ درصدیایران نیست؟


اولاً آنچه در نقشه های زمان شاه و حتی بعد از انقلاب از ایران چاپ می‌شد، صرفاً حدود یک پنجم یا یک ششم خزر را شامل می‌شد و نه ۵۰ درصد خزر. لذا این ادعا صحت ندارد. ثانیا در صورت صحت نیز چاپ یک جانبه یک نقشه نمی‌تواند ادعاهای یک جانبه کشوری را مدلل سازد؛ کما اینکه شوروی نیز سهم ایران را در تمام نقشه‌ها خط «حسینقلی – آستارا» ترسیم می‌کرد. ثالثاً همواره در نقشه‌های ترسیمی در ایران بخش‌هایی از کشورهای همسایه نیز ترسیم شده‌اند. آیا این اقدام به معنی تعلق آن بخش از آن کشور، به ایران است؟ در پایان باید گفت که در نقشه‌های چاپ ایران تمام «خلیج فارس» و «دریای عمان» نیز به تصویر کشیده شده اند. آیا این امر دلیل تعلق همه خلیج فارس به ایران است؟


 





انتهای پیام

۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری

به گزارش سخنوران، علی اصغر پیوندی رئیس جمعیت هلال احمر در گفتگو با خبرنگاران؛  از فوت دو تن از زائران ایرانی در حج ۹۷ خبر داد و گفت: بر اساس اعلام ستاد مکه مکرمه تا کنون دو تن از زائران ایرانی زمانی که در هتل مستقر بودند به علت ایست قلبی در حج ۹۷ فوت کردند؛ البته در حال حاضر خوشبختانه مشکل خاصی وجود ندارد.

رئیس جمعیت هلال احمر بیان کرد: بیمارستان های صحرایی عرفات و منا از چند روز گذشته آماده پذیرش و خدمت رسانی به زائران هستند. همچنین بیمارستان منا از صبح روز گذشته با توجه به حضور زائران اهل تسنن آماده خدمت رسانی است و بیمارستان عرفات از روز گذشته با ورود زائران خانم که زودتر به عرفات می رسند، کار خود را آغاز کرده است.

پیوندی با اشاره به اینکه تا کنون مشکل خاصی برای زائران به وجود نیامده است، افزود:  باد شدید و طوفانی که شب گذشته در عرفات آمد، باعث ترس تعدادی از زائران شد.

وی با بیان اینکه بیشتر زائران به علت گرمازدگی به مراکز درمانی مراجعه می کنند، عنوان کرد: حجم مراجعه زائران به مراکز درمانی از صبح امروز به دلایل گرمازدگی، بیماری های قلبی و تنفسی، گرفتگی عضلات و افت فشار خون افزایش یافته است.

 

۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری


پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به هفدهمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران- مبارک

به گزارش هنرآنلاین، سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در آستانه برگزاری هفدهمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران مبارک، پیامی را درباره این رویداد هنری منتشر کرد.

 متن پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به شرح زیر است:

“نمایش عروسکی سابقه‌ای دیرین در جهان و ایران دارد، ساحتی متمایز، عمیق، کهن و فراگیر در ارتباط انسان با اشیا است که با جامعه، باورها و آرزوهای انسان همزاد و درگذر روزگار تغییر و دگرگونی داشته است. عروسک‌هایی که از سال‌ها و قرن‌ها پیش همچنان روایتگر زمانه خود در دنیای امروزند و عروسک‌هایی که متاثر از شرایط اجتماعی و فرهنگی نو متولد شده‌اند. نمایش عروسکی امکان گسترده گفت‌وگو و نقد درباره مفاهیم و پدیده‌های متعدد و مختلف است. زبان و بیان نمایش عروسکی، غم و شادی، امید و حسرت، اشک و لبخند، خاطره و رویای انسان‌ها است. نمایش عروسکی ایران با سابقه‌ای دیرین و درخشان بر نمایش عروسکی دیگر کشورها تاثیر گذاشته و از آنها نیز تاثیر گرفته و اوج و فرودهایی را از سر گذرانده است.

جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران- مبارک، رویدادی است که ارتباط و تعامل‌های گوناگون را به نمایش می‌گذارد، عروسک‌ها با هر خاستگاه و زمینه اجتماعی و فرهنگی و با هر زبان و بیان، بستر گفت‌وگو درباره آسمان آبی کودکان جهان است.

از دبیر محترم هفدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران- مبارک، هنرمندان ارجمند، همکاران معاونت امور هنری و ستاد جشنواره در برگزاری این رویداد سپاسگزارم. امید که تئاتر و هنر ایران روزهای روشن‌تری را در فرا راه داشته باشد.” 

 

۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری

مسعود کیمیایی کارگردان مطرح سینما که سابقه همکاری با انتظامی را در فیلم «حکم» دارد نیز از چهره های شاخصی بود که در این مراسم حضور پیدا کرد تا برای آخرین بار با عزت سینمای ایران وداع کند.


چهره غمگین مسعود کیمیایی در مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی/عکس

به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی سخنوران ایران مراسم تشییع پیکر عزت الله انتظامی، بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر صبح امروز ۲۸ مرداد با حضور هنرمندان، مسئولان و علاقه مندان به این هنرمند در تالار وحدت برگزار شد.


مسعود کیمیایی کارگردان مطرح سینما که سابقه همکاری با انتظامی را در فیلم «حکم» دارد نیز از چهره های شاخصی بود که در این مراسم حضور پیدا کرد تا برای آخرین بار با عزت سینمای ایران وداع کند.


مسعود کیمیایی در مراسم تشییع پیکر عزت الله انتظامی


 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری

علی مطهری، نایب‌رئیس مجلس معتقد است: نمایندگان در رأی‌دهی باید آزاد باشند و مستقل عمل کنند. او بر این باور است که با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان، علنی‌شدن رأی نمایندگان، مجلس را بیش‌ازپیش محافظه‌کار می‌کند.

به گزارش سخنوران،  مشروح گفت‌وگوی اجمالی همشهری با مطهری درباره شفافیت و علنی شدن آرای نمایندگان که قرار است به‌زودی در دستور کار مجلس قرار گیرد به شرح زیر است:


جمعی از نمایندگان طرحی را به هیأت رئیسه ارائه کرده‌اند که براساس آن هیأت رئیسه موظف به انتشار اسامی نمایندگان موافق، مخالف، ممتنع و نمایندگانی که در رأی‌گیری شرکت نکرده‌اند، می‌شود. ارزیابی‌تان از این طرح چیست و فکر می‌کنید این شفافیت منجر به ‌کارآمدی بیشتر مجلس می‌شود؟

من موافق این طرح نیستم. با توجه به نظارت استصوابی شورای نگهبان ممکن است در برخی مسائل مهم کشور نمایندگان ملاحظاتی داشته باشند که اگر رأی‌گیری‌ها علنی شود، نمایندگان مجبور شوند رأی واقعی خودشان را اعلام نکنند.

 در برخی موارد اما نمایندگان برعکس عمل کرده‌ و برخلاف شعارهای انتخاباتی‌شان آرای دیگری در موضوعات مهم روز کشور به صندوق ریخته‌اند. آیا این شفافیت در این امور به سود مردم نیست؟

من معتقدم که نمایندگان باید بتوانند آزاد باشند تا مستقل تصمیم بگیرند و رأیی که به طرح و لوایح می‌دهند رأی شخصی خودشان باشد. ما نباید شرایطی را ایجاد کنیم که نمایندگان محدود شوند و آزادی عملشان را از دست بدهند. ما اگر نمایندگان را تحت فشار بگذاریم ممکن است نتیجه خوبی نداشته باشد. با علنی‌شدن رأی نمایندگان برخی از ترس ردصلاحیت از سوی شورای نگهبان و برخی دیگر به‌ دلیل رودربایستی‌هایی که با دیگران دارند ممکن است رأی واقعی‌شان را ندهند. به همین دلیل من فکر می‌کنم شرایط فعلی بهتر است و آزادی عمل بیشتری به مجلس می‌دهد.

یعنی فکر می‌کنید با شفافیت آرای نمایندگان، مجلس محافظه‌کارتر می‌شود؟

ببینید این طرح شفافیت و علنی‌بودن آرای نمایندگان در خیلی از کشورها اجرا شده و نتایج خوبی هم داشته اما ما باید به این نکته توجه کنیم که نمایندگان آنها نظارت استصوابی ندارند اما در ساختار جمهوری اسلامی که نمایندگان از سوی شورای نگهبان تأیید صلاحیت می‌شوند چنین ایده‌هایی فقط نمایندگان را محافظه‌کارتر می‌کند.

در مباحث کلان و ملی چطور، می‌شود این الگو را پیاده کرد؟

نمی‌شود رأی نماینده را تفکیک کرد. اگر قائل به شفافیت هستیم باید در همه امور و رأی‌گیری‌ها باشد و نباید تمایزی قائل شد.


 





انتهای پیام

۲۹ام مرداد ۱۳۹۷ سخنوری

به گزارش سخنوران، حضور هنرمندان در عرصه حفاظت از محیط زیست این روزها بر خلاف گذشته بسیار پررنگ شده و مانند شمشیری است دو لبه در برابر محیط زیست کشور. این شمشیر در عین حال که می‌تواند در مسیر حفاظت از محیط زیست، دست متعرضان و سودجویان را از سرمایه‌های ملی کشور کوتاه کند در صورتی که بر خلاف جهت کشیده شود زخمی عمیق پیکر نحیف محیط زیست به جا خواهد گذاشت.

با نگاهی به حضور هنرمندان برجسته بین‌المللی در عرصه حفاظت از محیط زیست، با الگویی کاملا متفاوت با آنچه در کشورمان شاهد هستیم روبه‌رو خواهیم شد: آنها به نمایندگی از سوی مردم، دولت‌ها، سرمایه‌گذاران، صنعتگران و قدرتمندان را به حفاظت از محیط زیست فرامی‌خوانند، در فعالیت‌های محیط زیستی، سرمایه‌گذاری می‌کنند و به نفع محیط زیست، آثار هنری ارائه می‌کنند اما آنچه این روزها در کشورمان شاهد هستیم رویه‌ای معکوس است: به کارگیری هنرمندان از سوی دولت به منظور کمک گرفتن از مردم. حالا این کمک یا در قالب جمع‌آوری اعانه مردمی است یا در قالب شکل‌ دادن موجی در راستای اهداف مسئولان کشور.

در واقع، هنرمندان به جای آنکه از محبوبیت و قدرت رسانه‌ای‌شان در راستای مجاب کردن ارکان قدرت به رعایت ملاحظات محیط زیستی استفاده کنند، دیوار کوتاه مردم را برای ورود به عرصه محیط زیست انتخاب کرده‌اند.

همین می‌شود که کمپینی برای احیای دریاچه ارومیه شکل می‌گیرد که به جای ملزم کردن دستگاه‌های اجرایی به جلوگیری از نابودی این دریاچه، از مردم امضا جمع می‌کنند و شرط می‌کنند که اگر یک میلیون امضای پیامکی جمع شود، سازمان ملل را مجاب خواهند کرد که برای احیای دریاچه ارومیه به دولت ایران اعتباری  بدهد و چند ماه بعد کمپین دیگری به راه می‌افتد که برای حفظ یوزپلنگ، که از مهم‌ترین وظایف سازمان حفاظت محیط زیست است از مردم اعانه ۸۰۰ میلیون تومانی می‌خواهد.

مدتی بعد عده‌ای از هنرمندان به جای آنکه یک مطالبه منطقی را در برابر مسئولان قرار داده و از آنها بخواهند روش‌های مدیریت پسماند، تفکیک زباله و بازیافت را با استانداردهای جهانی مطابقت دهند، از مردم می‌خواهند از مصرف پلاستیک خودداری کنند. یک بازیگر جلوی دوربین رسانه‌ ملی از مردم می‌خواهد آب‌معدنی نخرند و ادامه می‌دهد: هرقدر هم تشنگی بکشم برای آنکه زباله پلاستیکی تولید نکرده باشم آب‌معدنی نمی‌خرم. 

هنرمند دیگری، با انتشار تصویری از خود در حال جمع‌آوری یک قطعه زباله، مردم را به جمع‌آوری و حذف زباله‌های موجود در طبیعت دعوت می‌کند.

این نحوه مشارکت جامعه هنری در حوزه محیط زیست نه تنها به حفظ محیط زیست منجر نمی‌شود بلکه همان انگیزه حفاظت از محیط زیست را که به صورت طبیعی در مردم شکل گرفته تخریب می‌کند. یک علاقه‌مند به محیط زیست با خودش می‌گوید: برای مشارکت در احیای دریاچه ارومیه، من پیامک می‌فرستم، برای حفاظت از یوز، من اعانه می‌دهم و برای جلوگیری از تولید زباله پلاستیکی، من تشنگی می‌کشم و برای پاک‌سازی طبیعت، من زباله جمع می‌کنم؛ پس جای مسئولان کجای این معادله است؟

البته این همه ماجرا نیست. ماجرا آنجا به زخمی شدن محیط زیست توسط این شمشیر دولبه می‌انجامد که باندها و مافیاهایی متعدد که برای دست‌درازی به سرمایه‌های ملی دندان تیز کرده‌اند، هنرمندان را به ابزاری برای موجه جلوه دادن خسارات محیط زیستی تبدیل می‌کنند.

بدین ترتیب، فعالیت‌هایی که به خودی خود تهدیدی برای محیط زیست تلقی می‌شود می‌تواند در قالب یک فعالیت محیط زیستی سازنده به جامعه قالب شده و حتی به یک مطالبه مردمی تبدیل شود.

همراه شدن هنرمندان با ذی‌نفعان محیط زیست و بسته‌بندی فعالیت‌های مخرب محیط زیست در جعبه‌هایی سبز و جذاب، همان لبه برنده شمشیر است که زخم‌های آن تا مدت‌ها بر پیکر محیط زیست باقی خواهد ماند.

یکی از هنرمندان محبوب کشور را تصور کنید که با انتشار فیلمی دلخراش از کشتار بی‌رحمانه و وحشیانه دو پازن در استان هرمزگان، خواهان دستگیری و برخورد قانونی با عاملان این جنایت شده و تنها ساعاتی بعد، پس از آنکه متوجه هویت متخلفان می‌شود، در چرخشی تمام‌عیار، متن مرتبط با فیلم را ویرایش کرده و متخلفان را از شکارچیان نادمی معرفی می‌کند که حالا به خدمت محیط زیست درآمده‌اند. بی‌آنکه به مخاطب توضیح دهد که متخلف دقیقا به دلیل ارتکاب این جنایت در محاکم قضایی “محکوم” به خدمت به محیط زیست شده و به همکاری یک موسسه پرنفوذ و قدرتمند محیط زیستی درآمده؛ آنچه ظاهرا برای آقای بازیگر کافی است تا از جنایت وی چشم بپوشد و او را یک خادم محیط زیست معرفی کند.

بازیگری که از انتشار فیلم آزار یک سگ موجی بزرگ به راه می‌اندازد اما در برابر شکار چارپایان توسط اتباع خارجی در عرصه‌های ملی کشور که اخیرا در برابر مشتی دلار از مسئولان محیط زیست مجوز شکار دریافت‌ کرده‌اند سکوت می‌کند.

سوالی که می‌توان از کلیه هنرمندان دلسوز محیط زیست پرسید همین است که چرا در برابر صدور پروانه شکار یا بهتر بگوییم کشتار حیات وحش، آن هم نه در قرق‌های اختصاصی بلکه در عرصه‌های ملی کشور توسط اتباع خارجی سکوت کرده‌اند؟

اینکه شکارچیان خارجی در معیت محیط‌بانان و مسئولان اجرایی کشور وارد شاخص‌ترین زیستگاه‌ها شوند و آهو و قوچ و کل شکار کنند و شاخ و سر شکار را به عنوان سوغات ایران با خود ببرند، با معیارهای فرهنگ و هنر ایران سازگار است که هنرمندان مدافع محیط زیست در این حوزه سکوت کامل اختیار کرده‌اند؟ یا دفاع همان انجمن پرنفوذ و قدرتمند از مقوله شکار اتباع خارجی در کشور است که سبب شده هنرمندان حاضر در عرصه محیط زیست از پرداختن به این مقوله بپرهیزند؟

حالا فرض کنید یک خبرنگار، یک روزنامه‌نگار یا یک فعال محیط زیست تصمیم بگیرد، حقایق ناخوشایند را از داخل بسته‌‌بندی‌های رنگ‌ولعاب‌دار بیرون بکشد و در برابر چشم جامعه قرار دهد. بسته‌بندی‌هایی که مافیای قدرت با استفاده از محبوبیت هنرمندان و با کمک گرفتن از قدرت رسانه‌ها، برای موجه جلوه دادن فعالیت‌شان تعبیه کرده‌اند. 

قطعاً مافیایی که با استفاده از هنرمندان و برخی رسانه‌ها، قرق کردن پارک ملی توران را با نقاب حفاظت از یوزپلنگ و قرق کردن پارک ملی گلستان را با نقاب آشتی جوامع بومی با محیط زیست برای مخاطب روی پرده می‌برد، می‌تواند برچسب دشمنی، غرض‌ورزی و سیاست‌زدگی را هم به منتقدان سنجاق کند اما در نهایت این مخاطب است که این روزها دیگر به خوبی یاد گرفته حقیقت را از حاشیه‌ها بیرون بکشد.