سخنوری




۲۹ام دی ۱۳۹۶ سخنوری

به گزارش هنرآنلاین به نقل از روابط عمومی جشنواره، سی‌ و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در اقدامی تازه بخش جدیدی را به این جشنواره، با عنوان “تمرین-اجرا”(Try Out) افزوده است که در تئاتر جهان و بسیاری از جشنواره‌های دنیا رایج است؛ این بخش، به مدیریت اصغر دشتی با هدف توجه و تأکید بر اهمیت “تمرین” و “پژوهش” های اجرایی، با حضور ۱۰ گروه جوان برگزار می‌شود.

این گروه‌ها با حمایت دبیرخانه جشنواره در برنامه این دوره قرار گرفته‌اند تا افزون بر تمرین اجرا، به تشریح فرآیند تمرینات، ایده‌های اجرایی، رویکردهای نمایشی و وجوه پژوهشی و تئوریک خود بپردازند و بر اساس شعار جشنواره، “جشن گفت‌وگوی تئاتر” با تماشاگران به گفت‌وگو بنشینند تا در روند این گفتمان به صورت‌بندی تمرینات یا اجراهای بعدی برسند. به دلیل تکمیل ظرفیت سالن‌های دولتی اختصاص یافته به جشنواره، با کارهای بخش مرور، مهمان، بین‌الملل، برگزیدگان استانی و دانشجویی، اجراهای این بخش جدید جشنواره در سالن آفتاب به صحنه می‌روند. پروژه‌های بخش Try out به شرح زیر هستند:

“شهر-بازی” کاری از بامداد افشار است که تاکنون چند اجرا در تماشاخانه‌های تهران داشته است. این نمایش که تلفیقی از پرفورمنس، ویدئو و موسیقی است، در نخستین روز جشنواره، ۲۸ دی‌ماه، در دو سانس ۱۸ و ۲۰:۳۰  به مدت ۷۰ قیقه اجرا می‌شود.

تمرین-اجرای “تو مشغول مردنت بودی” تجربه‌ای بر ایده‌های اجرایی تادئوش کانتور نوشته کامران شهلایی و به کارگردانی مژگان خالقی از اصفهان، در سومین روز جشنواره، ۳۰ دی‌ماه، در دو سانس ۱۸ و ۲۰:۳۰ به مدت ۶۰ دقیقه میزبان علاقمندان به حوزه Try Out خواهد بود.

“[اسپینوزا]، [دیگران]، و [ما]”، جستجویی بر تنانگی فلسفه در اجرا نوشته و کاری از  محمدرضا علی‌اکبری، ۱ بهمن‌ماه در دو سانس ۱۱ و ۱۵ به مدت ۷۰ دقیقه اجرا می‌شود.

“باک”، بازنمایی تمرینات گروه تئاتر گاراژ به کارگردانی علی مسعودی از قم، پنجمین تمرین-اجرای این دوره از جشنواره است که ۲ بهمن‌ماه در دو سانس ۱۱ و ۱۵ به مدت ۱۲۰ دقیقه به صحنه اجرا و گفت‌وگو می‌رود.

“توضیح صحنه”، جستجویی در رابطه مکان و خاطره بر صحنه تئاتر است که کارگردانی آن را کیوان سررشته به عهده دارد. این تمرین-اجرا ۳ بهمن‌ماه، در دو سانس ۱۱ و ۱۵ به مدت ۵۰ دقیقه اجرا می‌شود.

تمرین اجرای “Idle Art”، جستجویی در مفهوم “اینجا و اکنون” در اجراست که توسط احسان شایانفر نوشته و کارگردانی شده است و ۴ بهمن‌ماه در دو سانس ۱۱ و ۱۵ به مدت ۹۰ دقیقه میزبان مخاطبان خواهد بود.

“بهارشکنی”، جستجویی بر شیوه اجرایی با رویکرد شناختی به فراموش‌خانه ذهن نوشته محمدحسین معارف است که فریبرز کریمی آن را کارگردانی کرده است و ۵ بهمن‌ماه در دو سانس ۱۱ و ۱۵ به مدت ۵۰ دقیقه به صحنه می‌رود.

“همان باش؛ که نیستی”، جستجویی در شناخت ماهیت و هویت با نگاه به جنسیت کاری از سامان ارسطوست که چندین اجرای بین‌المللی را تجربه کرده و به دعوت توماس اوستر مایر و کمپانی تئاتر شابونه در جشنواره “فایند۲۰۱۷” حضور یافته است. این اثر ۶ بهمن‌ماه در دو اجرای ۱۱ و ۱۵ به مدت ۵۰ دقیقه میزبان علاقمندان به تماشا و بحث و گفت‌وگو درباره این موضوع خواهد بود.

“رقص ابرهای نقطه‌ای”، محصول مشترک ایران و هلند است. این اثر جستجویی در تأثیر نگاه در حضور بدن در واقعیت مجازی از حضور، به کارگردانی ستاره فاتحی است. رقص ابرهای نقطه‌ای ۷ بهمن‌ماه در دو سانس ۱۱ و ۱۵ به مدت ۴۰ دقیقه اجرا و تمرین خواهد شد.

“جادویت میکنم”، جستجویی در خلق کورئوگرافی با ایده محدود کردن حرکت، تولید مشترک ایران و بلژیک است که احسان همت کارگردانی آن را به عهده دارد و در آخرین روز جشنواره، ۸ بهمن‌ماه در دو سانس ۱۱ و ۱۵ با اجرایی ۴۰ دقیقه‌ای میزبان مخاطبان خواهد بود.

علاقمندان به شرکت در این تمرین-اجراها می‌توانند از طریق سایت ایران نمایش اقدام به خرید بلیت کنند. لازم به ذکر است بلیت‌های این بخش نیم‌بها و به قیمت ۱۵۰۰۰ تومان ارائه شده‌اند و دانشجویانی که کد تخفیف جشنواره را دریافت کرده‌اند، برای تماشای این اجراها، مجددا نیم‌بهای این قیمت را پرداخت می‌کنند.

سی‌ و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر، به دبیری فرهاد مهندس‌پور ٢٨ دی تا ٩ بهمن برگزار می‌شود.

 

 

۲۹ام دی ۱۳۹۶ سخنوری

از شروع دولت یازدهم با تدبیر وزیر محترم کشور، جناب آقای دکتر فضلی در تمامی استانداریها یک نفر روحانی بعنوان مشاور و رابط استانداران با ائمه جمعه و جماعات استان ها تعیین گردیده اند


تبریک مشاور وزیر کشور به رئیس جدید شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور

 به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی سخنوران ایران؛ در پیام حجت الاسلام و المسلمین داود نمازی مشاور وزیر کشور در امور هماهنگی روحانیت، ائمه جمعه و جماعات سراسر کشور خطاب به حجت الاسلام و المسلمین حاج علی اکبری رئیس جدید شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور آمده است:


انتصاب حضرتعالی از سوی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به ریاست شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور که نشان از اعتماد معظم له به جنابعالی و نیز توانمندی و شایستگی حضرتعالی دارد را تبریک گفته و آرزوی توفیق و سربلندی برای شما از خداوند منان آرزومندم. نهاد نمازجمعه همیشه بعنوان یک نهادی که تجلی وحدت و انسجام ملی است شناخته شده و می شود با درایتی که در حضرتعالی سراغ دارم امید آن است که این وحدت و انسجام بیش از گذشته تجلی یافته شود و اینجانب آمادگی خود را جهت هرگونه همکاری در نیل به این هدف در سطح استانداریها و فرمانداریها و بخشداری های کشور اعلام می نمایم.


در ادامه این پیام آمده است:


از شروع دولت یازدهم با تدبیر وزیر محترم کشور، جناب آقای دکتر فضلی در تمامی استانداریها یک نفر روحانی بعنوان مشاور و رابط استانداران با ائمه جمعه و جماعات استان ها تعیین گردیده اند که ارتباط منسجم و منظم این مشاورین با ائمه جمعه استان ها و مسئولین ستادهای نمازجمعه و نیز مسئولین نمایندگی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه استانها می تواند نویدبخش شکل گیری یک تعامل سازنده و کارآمد بین نمایندگان عالی دولت در استان ها و شهرستانها و بخش ها و ائمه جمعه سراسر کشور باشد. انشاء الله


 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

۲۹ام دی ۱۳۹۶ سخنوری

به گزارش سخنوران به نقل از راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران، صدیف بدری گفت: به نظر می‌رسد رویکرد وزارت راه و شهرسازی در استفاده از روش TOD به‌خصوص در حمل‌ونقل ریلی، رویکردی مناسب است و اگر این وزارت خانه موانع به‌کارگیری این طرح را برطرف کند، می‌توان گفت تنها راه تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام و برون‌رفت از مشکلات ناوگان حمل‌ونقل، بهره‌برداری از این روش است.

وی اظهار داشت: اگر دولت برای اجرای این روش لایحه‌ای به مجلس ارائه کند، حتماً این لایحه مورد توجه و حمایت نمایندگان قرار می‌گیرد و کمیسیون عمران مجلس از تمامی ظرفیت‌های خود برای کمک به دولت در این زمینه استفاده می‌کند.

سخنگوی کمیسیون عمران مجلس با تأکید بر اینکه کشورمان باید به‌سوی روش‌های نوین و جدید حمل‌ونقل گام بردارد، تصریح کرد: این روش باید در تمام حوزه‌های حمل‌ونقل به‌ویژه حمل‌ونقل ریلی موردتوجه و بهره‌برداری قرار بگیرد. مطالعات نشان می‌دهد که از این روش در تمام کشورهای پیشرفته استفاده شده و تجربه موفقی محسوب می‌شود.

نماینده مردم اردبیل، نمین، نیر و سرعین افزود: این روش تا حد بسیاری می‌تواند بر کاهش بار ترافیکی در شهرها جاده‌ها، کاهش تصادفات، ایجاد ایمنی و حفظ محیط‌زیست مؤثر باشد و تجربه کشورهای پیشرفته تأییدی بر این مدعاست.

وی در عین حال راه‌اندازی قطارها و خطوط حومه‌ای را در به‌کارگیری این روش مؤثر خواند و اظهار داشت: در سال‌های اخیر شاهد آن هستیم که با افزایش مهاجرت‌ها به شهرهای بزرگ و کلان‌شهرها، مناطق و شهرهای حومه‌ای و اقماری به وجود آمده‌اند که مردم این مناطق نیاز مبرمی به ارتباط تنگاتنگ با شهرهای بزرگ دارند و راه‌اندازی قطارهای حومه‌ای نه‌تنها می‌تواند به حل مشکلات ترافیکی آنان کمک کند بلکه تأثیرات بسیار زیادی بر شرایط محیط‌ زیستی و کاهش آلودگی در کلان‌شهرها دارد.

بدری ایمنی و افزایش کمیت سفرها را از جمله دیگر مزایای راه‌اندازی قطارها و خطوط حومه‌ای عنوان و خاطرنشان کرد: باید توجه داشت که در برخی از ساعت‌های معین رفت‌وآمد افزایش زیادی دارد و استفاده از حمل‌ونقل ریلی می‌تواند حجم زیادی از مسافران را در این زمان جابجا کند.

سخنگوی کمیسیون عمران خواستار همکاری شهرداری‌های شهرهای بزرگ با راه‌آهن برای احداث ایستگاه‌های خدمت رسان TODدر مناطق پرجمعیت شد و گفت: اگر بتوانیم کیفیت و کمیت حمل‌ونقل عمومی ریلی را افزایش دهیم این طرح می‌تواند موجب سوق دادن مردم به استفاده از خدمات ریلی و کاهش مصرف اتومبیل‌های شخصی در کلان‌شهرها و اطراف آن‌ها شود.

۲۹ام دی ۱۳۹۶ سخنوری

به گزارش سخنوران،

رئیس کل بانک مرکزی پیش‌بینی کرده است که در سال جاری شبکه بانکی بتواند تا ۶۷۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات بپردازد. این در حالی است که تازه‌ترین آمار‌ها از این حکایت دارد که در ۹ ماه گذشته از سال ۱۳۹۶ حدود ۴۰۳ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان از این مبلغ محقق شده است. این رقم در مقایسه با دوره مشابه سال قبل بالغ بر ۲۱۰ هزار میلیارد تومان معادل ۵.۵ درصد افزایش دارد.

با توجه به اهمیت تامین سرمایه در گردش واحد‌های تولیدی به منظور افزایش تحرک در بنگاه‌ها و به دنبال آن ایجاد رونق و رشد اقتصادی در سال‌های گذشته توجه بیشتر بر بالا بردن سهم سرمایه در گردش از تسهیلات بانکی بوده است. این در شرایطی است که در پایان ۹ ماهه امسال حدود ۲۵۱ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان معادل ۶۲.۳ درصد از تسهیلات پرداختی برای این منظور اختصاص یافته که نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود ۶۴۰۰ میلیارد تومان رشد دارد.

در مجموع این مبلغ ۴۰۳ هزار میلیاردی بین شش میلیون و ۳۸۵ هزار و ۸۸۳ فقره توزیع شده است. “صنعت و معدن” سهم حدود ۱۱۸ هزار میلیارد تومانی از مبلغ کل دارد و حدود ۸۴ درصد آن معادل ۱۰۰ هزار میلیارد تومان برای تامین سرمایه در گردش اختصاص پیدا کرده است. مبلغ پرداختی به عنوان سرمایه در گردش در صنعت و معدن معادل ۳۹ درصد از کل مبلغ ۲۵۱ هزار میلیارد تومانی پرداخت شده بابت سرمایه در گردش در کل تسهیلات بانکی است. صنعت و معدن حدود ۱۹۹ هزار و ۷۳ فقره تسهیلات دریافت کرده است.

“مسکن و ساختمان” حدود ۳۵ هزار و ۵۳۳ میلیارد تومان تسهیلات بانکی در قالب ۷۰۴ هزار و ۵۹۱ فقره دارد. ۷۴۰۰ میلیارد تومان از این رقم به تامین سرمایه در گردش اختصاص پیدا کرده است.

در حوزه “کشاورزی” یک میلیون و ۱۶۲ هزار فقره تسهیلات با مبلغ مجموع ۳۲ هزار و ۴۲۱ میلیارد ریال پرداخت شده و از این مبلغ ۲۱ هزار و ۹۰۰ میلیارد تومان به تامین سرمایه در گردش تعلق گرفته است. سهم بازرگانی نیز از تسهیلات ۴۰۳ هزار میلیاردی حدود ۵۶ هزار و ۳۴۷ میلیارد تومان است که تعدادی بیش از ۶۷۴ فقره را در بر می‌گیرد. بازرگانی حدود ۳۹ هزار میلیارد تومان از تسهیلات دریافتی را در تامین سرمایه در گردش را هزینه کرده است.

“خدمات” نیز به روال معمول بالاترین سطح از دریافتی تسهیلات بانکی را با حدود ۱۶۰ هزار میلیارد تومان داراست که بیش از سه میلیون و ۶۴۲ هزار فقره توزیع شده است. خدمات برای تامین سرمایه در گردش حدود ۸۱ هزار میلیارد تومان اختصاص داده است.

باید یادآور شد از مبلغ ۴۰۳ هزار میلیاردی که برای تسهیلات بانکی پرداخت شده معمولا تا نیمی از آن برای تسهیلات جدید و مابقی تمدیدی وام‌های سال‌های گذشته است.

 

۲۹ام دی ۱۳۹۶ سخنوری


برداشتی آزاد از داستان خسرو و شیرین / "تار و پود" حمید متبسم و وحید تاج در جشنواره فجر

سرویس موسیقی هنرآنلاین: کنسرت تار و پود” با آهنگسازی حمید متبسم و خوانندگی وحید تاج چهارشنبه شب در قالب سی و سومین جشنواره موسیقی فجر در تالار وحدت برگزار شد.

این برنامه برداشتی آزاد از داستان “خسرو و شیرینِ” نظامی گنجوی، شاعر بزرگ قرن ششم هجری، بود که با گذر از ذهن حمید متبسم به شکل موسیقی و آواز تبلور یافته بود.

“خسرو و شیرین” شرح عشق و دلدادگی و ماجرای دو شاهزاده‌ی کهن مشرق‌زمین است که نخوت و غرور انسان‌ها وصلش را از دسترس دور می‌سازد، اما روایت حمید متبسم از این منظومه‌ی کهن، شرح وصلی است که به یُمن عشق عمیق و پاک دو عاشق میسر می‌شود.

نوازندگان این اجرا سمیرا گلباز (سه‌تار)، بهار مدیری (قیچک آلتو)، بهنام معصومی (سازهای کوبه‌ای) و ارسلان علیزاده (بربت) بودند که به همراه حمید متبسم (سه‌تار) و وحید تاج (آواز) به اجرای قطعات پرداختند. پیش از اجرای هر قطعه، حمید متبسم نام قطعه را برای حاضرین اعلام می‌کرد و اشعار بین قطعات و آخر هر قطعه را بهار مدیری و ارسلان علیزاده می‌خواندند.

قطعات این اجرا عبارت بودند از: مهرنامه، آغاز داستان، حکایت شیرین، به تصویرکشیدن خسرو (در سه پرده)، دیدار خسرو و شیرین در چشمه‌سار (در سه پرده)، و به‌هم‌رسیدن خسرو و شیرین.

جمعه ۲۹ دی ماه اجراهای سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر به پایان می‌رسد و مراسم اختتامیه روز شنبه ۳۰ دی در تالار وحدت برگزار می‌شود.

۲۸ام دی ۱۳۹۶ سخنوری

سخنوران ایران: حسن غفوری فرد؛ نماینده مردم تهران در مجلس هفتم، دکترای فیزیک هسته ای از کانزاس آمریکا و استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی امیرکبیر، رئیس دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین و رئیس هیات نظارت و بازرسی شورای عالی انقلاب فرهنگی از سال ۸۵ تاکنون.


برای مصاحبه با غفوری فرد به  شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتیم. یک کتابخانه بزرگ پر از کتاب های مختلف در اتاقش بود. با اینکه ظاهرش آرام و با تامل به نظر می رسید، صحبت کردنش اما شمرده نبود. از قبل مصاحبه را در دو بخش در نظر گرفته بودیم. بخشی مربوط چگونگی شکل گیری جناح بندی های سیاسی در کشور  و قسمت دیگر مصاحبه مربوط به سازمانی که او بعنوان بازرس فعالیت می کرد، بحث عملکرد این سازمان، خروجی و بودجه ی این نهاد، که البته این بخش را در قسمت دوم پرسیدیم که به دلیل اهمیت بحث در ابتدای مصاحبه آورده می شود. سوال ابتدایی این بحث وظیفه رئیس هیات بازرسی شورا بود که او در جواب توضیحاتی داد اما احتمالا برای اینکه سهو کلام نکرده باشد خواست که مسئول دفترش آیین نامه را بیاورد و از رو بخواند.


مشروح کامل این گفت‌وگو را که قبل از حوادث دی ۹۶ انجام شده بود را در ادامه بخوانید:


*شما رئیس هیات بازرسی و نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی هستید کمی توضیح دهید که دقیقا چه فعالیت هایی انجام می شود؟


هیات نظارت و بازرسی شورایعالی انقلاب فرهنگی یک آیین نامه دارد که مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی هست. موضوع اصلی نظارت بر حسن اجرای مصوبات شورای انقلاب فرهنگی است. اگر فردی را شورای عالی انقلاب فرهنگی بخواهد به عنوان رییس دانشگاه یا رییس موسسه ای حکم بدهد، هیئت نظارت این وظیفه را دارد که این صلاحیت ها را بررسی کند و البته رای گیری با خود شورا است و ما تنها بررسی ها را انجام می دهیم و گزارش آن را به شورایعالی تقدیم می کنیم. به طور کلی فعالیت ما بررسی، نظارت و تهیه گزارش در موارد مختلف فرهنگی و موسسات فرهنگی و آموزشی مختلف است.


*این شورا بعد از انقلاب و به دستور امام خمینی تاسیس شد. بعضی ها وجود چنین شورایی را بعد از انقلاب به دلیل برخی پاکسازی ها قابل توجیه می دانستند. اما  بعد از آن هر چه از دوران انقلاب گذشتیم دیدیم که فعالیت های این شورا با وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش به شدت تداخل دارد که نتیجه آن هدر رفت بودجه های کشور بوده است. علت تداوم این شورا بعد از این همه سال به صورت موازی در کنار نهادهای دیگر چیست؟


مشکل این است که شما فکر می کنید این شورا برای پاکسازی تاسیس شد. کار فرهنگی کار بسیار بلند مدت هست. به هر حال فرهنگی که برکشور حاکم بوده فرهنگ شاهنشاهی بود که باید به فرهنگ اسلامی تبدیل شود. این موضوع به کار بسیار طولانی نیاز دارد. این کار زمان بر هست تا مردم با این فرهنگ آشنا شوند.


برخلاف نظر شما شورای انقلاب فرهنگی در کار وزارتخانه دخالتی نمی کند و کارهای اجرایی را خود وزارتخانه انجام می دهد. شورای عالی سیاست گذاری می کند که فرهنگ حاکم بر محیط های فرهنگی فرهنگ شریعت مقدس اسلام باشد. وزارت علوم، وزارت بهداشت، سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد اسلامی که سازمان هایی فرهنگی هستند در اجرای کار خود مستقل هستند اما سیاست های کلی آنها را شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب می کند.


*بحث من این است که این شورا به شکلی منجر به موازی کاری شده در صورتی که با  متمرکز شدن این امور در یک سازمان بیشتر و بهتر می توان مسائل فرهنگی کشور را مدیریت کرد و چند سلیقه گی هم ایجاد نمی شود.


شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شده از سران سه قوه است که رییس آن رییس جمهور است. این سوال که آیا تشکیل چنین شورایی لازم است را باید از دبیر شورا بپرسید و البته من معتقدم که چنین شورایی حتما لازم است. تقسیم کار این شکل است که چنین موضوعاتی را باید خود دبیر شورا جواب بدهند.


*یکی از موضوعات روز  بودجه ۹۷ است. از بخش های بحث برانگیز جامعه المصطفی است که بودجه کلانی به آن اختصاص داده می شود. جامعه المصطفی فعالیتش چیست، فرایند آن چگونه است و خروجی این نهاد برای جامعه چه بوده است؟


البته سوال از وظایف و مسئولیت های جامعه المصطفی و بقییه سازمان های فرهنگی باید از مسولین این دستگاه ها پرسیده شود. من بر عکس فرمایش شما معتقدم که بودجه های فرهنگی بسیار نا چیز است. انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود و به عبارتی یک انقلاب سیاسی، اقتصادی یا نظامی نبوده است. مثل مصر که کودتا شود و سرهنگ ها جابجا شوند نبوده است. رهبر انقلاب نه شخصیت سیاسی، نه شخصیت اقتصادی یا نظامی بود بلکه یک شخصیت فرهنگی بوده است. خود مقام معظم رهبری بیشتر یک شخصیت فرهنگی هستند. انقلاب ما یک انقلاب اسلامی بوده که اسلام هم یک دین فرهنگی و اخلاقی هست.


حسن غفوری فرد: استادیوم رفتن زنان لزومی ندارد/ احمدی نژاد ظرفیت رییس جمهور شدن را نداشت/ احمدی نژاد گفت در دانشگاه بین المللی قزوین برای دیگر کشورها رییس جمهور تربیت کنیم/ رای دادن به موسوی برایم گران تمام شد/ «رئیس جمهور کومور» تربیت شده جامعه المصطفی است


من معتقدم که تحولات بزرگ از تحولات فرهنگی شروع شده است و مبنای همه تحولات دیگر هم تحول فرهنگی هست. به همین دلیل من برعکس شما فکر می کنم بودجه بخش فرهنگ نا چیز است. برای مثال فکر کنید که فرهنگ رانندگی در کشور درست شود ما سالی نزدیک به ۲۴ هزار نفر در جاده ها کشته می دهیم در صورتی که در هر سال جنگ حدود بیست هزار نفر کشته داشتیم. یعنی جان باختگان ما در حوادث رانندگی از تعداد شهدای جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بیشتر است.


*آقای دکتر بحث بر سر اولویت های یک جامعه هست، مگر تا اقتصاد یک کشور درست و مناسب نباشد امکان فرهنگ سازی وجود دارد؟ منظور شما این است وقتی افراد زیادی در کشور زیر خط فقر قرار دارند صرف این بودجه ها برای معیشت مردم اولویت ندارد؟ در زمان نامناسب بودن اقتصاد معیشتی صرف بودجه های کلان برای موسساتی مانند جامعه المصطفی و یا موسسات دیگری که خروجی مشخصی ندارند درست است؟


صد درصد فرهنگ کشور در اولویت نسبت به اقتصاد قرار دارد؛ مقام معظم رهبری فرمودند اقتصاد ذیل فرهنگ است. بسیاری از مشکلات اقتصادی ما هم نشات گرفته از فرهنگ است که بهره وری ما بسیار پایین است. چرا ساخت خودروی پیکان ما از تویوتا گران تر می شود. بهره وری یک کار فرهنگی است. اینکه صنایع ما نمی تواند در دنیا رقابت کند به این دلیل است که فرهنگ کار درکشور ما وجود ندارد. اگر فرهنگ کار در کشور بهتر شود حتما مشکلات ما حل می شود.


*در مورد جامعه المصطفی توضیح ندادید که چه خروجی دارد.


جامعه المصطفی بخش جهانی کار اسلامی ما هست. جامعه المصطفی آموزش مسائل دینی و مذهبی برای داوطلبان خارجی است. مانند دانشگاه های بین الملل امام خمینی چنین کاری می کند. «رئیس جمهور کومور» تربیت شده همین جامعه المصطفی بود. خیلی از مسئولین کشورهای اسلامی در این جا آموزش دیده اند و این کار را خیلی از دانشگاه های دنیا برای تربیت دانشجوهایشان انجام می دهند. برای مثال خیلی از مدیران ما تربیت شده کشورهای خارجی هستند.


*ببینید اجازه دهید سوال را از منظر دیگری بپرسیم، یکی از نقد ها به بودجه چنین موسساتی این است که ما به تعداد بسیاری از موسسات فرهنگی بودجه می دهیم درحالی که به اندازه یک شبکه ماهواره ای هم بر روی مردم تاثیر ندارند.برای چه به مراکزی که تاثیری بر فرهنگ جامعه ندارند بودجه تعلق می گیرد؟


این هم بحث دیگری است. حرکت در سرازیر خواهش های نفسانی خیلی راحتتر از رسیدن به اوج مدارج انسانی است. شبکه تلویزیونی که رقص و آواز، … در برنامه هایش دارد با اینکه انسان را آموزش دهیم فرهنگ کارکردنش بالا برود تفاوت زیادی دارد. آموزش ارزش های والای انسانی مانند فداکاری، ایثار، گذشت، شجاعت، شهامت، خدمت، … با آموزش های مبتذل بعضی از شبکه های خارجی بسیار متفاوت است.


*چرا شورای عالی انقلاب فرهنگی تلاش نمی کند که شادابی مردم افزایش یابد، مگر شاد بودن منافاتی با فرهنگ دارد؟ برای مثال در ۲۹ مهر ماه خانم آیت اللهی گفتند که در شورای انقلاب فرهنگی بحث استادیوم رفتن خانم ها مطرح شده و امیدواریم زیرساختهایش ایجاد شود تا مشکل حل شود. در ادامه چند روز پیش خانم اصلانی گفتند که به فتوای آقای مکارم این بحث تمام شده است. ساز و کار این موضوع چه بود که در این یک ماه چنین تناقضی در شورای عالی انقلاب فرهنگی اتفاق افتاد؟


روز اولی که من رئیس تربیت بدنی شدم به من گفتند که آیا خانم ها به استادیوم بیایند یا خیر. من گفتم که خیر نباید بیایند. هنوز هم می گویم تا ساختارهای لازم آماده نشود، حضور بانوان در استادیوم ها مفید نیست. این کار نیاز به تمهید مقدمات دارد و فکر هم نمی کنم اولویت اول ورزش مملکت حضور بانوان در مسابقات مثلا یکصد هزار نفری فوتبال باشد. البته بحث ورزش بانوان بحث کاملا متفاوتی است که من با آن خیلی موافق هستم. من اولین نفری بودم که یک خانم را در پست معاونت وزیر منصوب نمودم و ورزش بانوان کشورهای اسلامی را پایه گذاری نمودم.


*در زمان شما که این مشکلات وجود نداشت و فضای ورزشگاه ها برای حضور خانم ها مهیا بود چرا مخالفت کردید؟


بحث بر سر این است که هم زیرساخت های لازم برای این کار وجود ندارد و فرهنگ سازی این موضوع نیز نیاز به کار فراوان دارد.


حسن غفوری فرد: استادیوم رفتن زنان لزومی ندارد/ احمدی نژاد ظرفیت رییس جمهور شدن را نداشت/ احمدی نژاد گفت در دانشگاه بین المللی قزوین برای دیگر کشورها رییس جمهور تربیت کنیم/ رای دادن به موسوی برایم گران تمام شد/ «رئیس جمهور کومور» تربیت شده جامعه المصطفی است


*به نظر دلیل شما برای این موضوع مناسب و کافی نیست برای مثال در والیبال دیدیم که زنان در ورزشگاه حضور داشتند و اتفاق خاصی نیفتاد


من اصراری ندارم که شما دلایل من را بپذیرید. از من سوال شده است و من جواب دادم و به هر ترتیب این نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و من هم معتقدم که در شرایط کنونی امکان حضور زنان در ورزشگاهها وجود ندارد. من معتقدم که جامعه باید شاد باشد اما این به این معنی نیست که برای شاد بودن خانم و آقا به مکان هایی بروند که مسائل دیگری از آن بروز می کند.


این که در مسابقات والیبال اتقاقی رخ نداده است هم دلیل کاملی برای حضور بانوان در همه مسابقات نیست. اولا اتفاق یک بار رخ می دهد و نه همیشه، به علاوه فضای مسابقات والیبال با فضای مسابقات فوتبال در استادیوم یکصد هزار نفری آزادی بسیار متفاوت است.


قسمت دوم تغییر و تحول جناح های سیاسی در کشور


*ما در اوایل انقلاب می بینیم که مسئولین ما در گرفتن مسئولیت ها به انقلابی وغیر انقلابی تقسیم می شوند و برای مثال برخورد با آقای بنی صدر که شما یکی از مخالفین ایشان بودید نیز از همین جهت صورت می گیرد. چه اتفاقی افتاد که از دوگانه انقلابی و غیر انقلابی به فضای راست و چپ در سیاست رسیدیم؟


در اوایل انقلاب آنچه مطرح بود همان اصل انقلاب بود و موضوع دیگری مطرح نبود. در آن زمان می توان گفت که سه دسته وجود داشتند، اول دسته ای که با تمام وجود در انقلاب شرکت کرده بودند و زندان و شکنجه و تبعید دیده بودند و خانواده شهید بودند. این افراد چه در بین علما مانند آیت الله رفسنجانی و یا شهید بهشتی و یا در بین مردم مانند شهید مهدی عراقی حضور داشتند. گروه دوم افرادی بودند که خیلی کاری به انقلاب نداشتند و می خواستند زندگی کنند و کاری به انقلاب هم نداشتند به هر حال انقلاب ما خیلی سریع به نتیجه رسید و ما هم انتظار نداشتیم به این سرعت به نتیجه برسد.


 وقتی ما صحبت می کردیم می گفتیم که اگر ما خوب مبارزه کنیم و نسل بعدی هم این راه را ادامه دهد، نسل بعد از آن ممکن است پیروز شود و ما فکر نمی کردیم انقلاب به این سرعت به نتیجه برسد و شاه فرار کند. البته آنها که شاه را می شناختند می دانستند فردی بسیار ترسو و بزدلی بود و اگر چه در ظاهر قلدر نشان می داد. گروه سوم هم مخالف بودند که اگرچه در انقلاب حضور داشتند اما فکر می کردند قدرت باید مال آنها شود و البته عوامل خود شاه، ساواکی ها و بخشی از سرمایه دارها نیز مخالف انقلاب بودند.


 در یک فاصله کوتاهی این دو گروه خاموش شدند و تنها موافقین انقلاب باقی ماندند و تلاش کردند که انقلاب پا بگیرد. مقداری که به پیش رفتیم بحث هایی در خصوص ادامه راه انقلاب شکل گرفت که حتی در داخل حزب جمهوری اسلامی نیز شاهد آن بودیم که در راس آنها شهید بهشتی، شهید باهنر، آیت الله رفسنجانی، خود مقام معظم رهبری و یا مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی نیز حضور داشتند. البته تا زمانی که شهید بهشتی حضور داشتند عملا این دسته بندی وجود نداشت و در انتخابات مجلس اول همه یکدست بودند و از جناح راست به حساب می آمدند و برای مثال وقتی بر علیه بنی صدر رای گیری شد تا عدم کفایتش را ثابت کنند تنها یک نفر رای نداد.


بنابراین تا قبل جریان هفت تیر و هشت شهریور مدیریت خیلی خوب حضرت امام و بزرگانی مانند بهشتی، باهنر، هاشمی رفسنجانی و شخص مقام معظم رهبری یک فضای یکدست وجود داشت. این روند ادامه داشت تا در مجلس سوم روحانی ها به دو دسته روحانیت و روحانیون تبدیل شدند و شاید این اولین شکافی بود که در میان انقلابیون ایجاد شد. همان موقع من یادداشتی نوشتم در رونامه رسالت و گفتم که این کار تبعات بسیار سختی خواهد داشت و متاسفانه این اتفاق هم افتاد.


در این بین بیشتر مجمع طرفدار مهندس موسوی بود و جامعه روحانیت طرفدار آیت الله خامنه ای بودند؟


خیر این شکل نبود. در ابتدا بیشتر بحث اقتصادی بود و برای اولین بار یک گروه به دیگری گفت که شما اسلام آمریکایی را ترویج می دهید. به هر حال این ضربه بزرگی بود که به خود روحانیت خورد. بعد از این جریان بحث چپ و راست کمابیش مطرح بود تا مجلس پنجم که کارگزاران شروع کردند که در زمان ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی ایجاد شد. بعد از کارگزاران گروه های دیگری مانند مشارکت در دوران آقای خاتمی نیز بوجود آمد.


این تقسیمات به شکل های مختلف پیش رفت تا اینکه امروز شاهد دو طیف اصلاح طلب و اصول گرا هستیم. چپ و راست اصولا با فلسفه ایرانی نمی خورد و معانی برعکسی به خود گرفته است. چپ معمولا کشورهایی بودند که مخالف امریکا بودند در حال حاضر چپ همراه آمریکا هستند و به همین دلیل این تقسیم بندی را خیلی ها قبول نداشتند. اما گروه بندی اصلاح طلب و اصول گرا مورد قبول واقع شده است، یعنی گروهی قبول دارد که اصول گرا هست و گروه دیگر نیز خودش را اصلاح طلب می داند. پس این موضوع با شیب بسیار کمی از بین انقلابیون شروع شد و امروز به اینجا رسیده است.


در دهه شصت و در مجلس سوم می بینیم که اصلاح طلب های آن زمان که اکثرا چپ ها بودند مجلس را در دست گرفتند، بعد از مجلس سوم که شورای نگهبان نظارتش را جدی کرد چپ ها از سیاست کنار گذاشته شدند. خود اصلاح طلب ها می گویند که اگر ما بعد از مجلس سوم از سوی شورای نگهبان کنار گذاشته نشده بودیم در مجلس چهارم و پنجم نیز برنده می شدیم. اصولا اصلاح طلب ها بر این باورند که اصول گرایان در انتخاباتی پیروز شده اند که اصلاح طلب ها در صحنه حضور نداشتند.


به هر حال هر کس که بازنده است ممکن است چنین دلایلی بیاورد. نظارت شورای نگهبان از مجلس اول وجود داشت. این موضوع برای یک حزب و یک جناح خیلی هم جالب نیست که بگویند چون ۵۰ نفر ما را رد صلاحیت کردند بنابراین ما در انتخابات شکست خوردیم. چنین روایتی به معنی این است که کل اصلاح طلب ها همین ۵۰ نفر بوده اند. از سوی دیگر مگر مجلس ششم در دست اصلاح طلب ها نبود. در آن زمان نیز نظارت شورای نگهبان وجود داشت پس این حرف نمی تواند درست باشد.


حسن غفوری فرد: استادیوم رفتن زنان لزومی ندارد/ احمدی نژاد ظرفیت رییس جمهور شدن را نداشت/ احمدی نژاد گفت در دانشگاه بین المللی قزوین برای دیگر کشورها رییس جمهور تربیت کنیم/ رای دادن به موسوی برایم گران تمام شد/ «رئیس جمهور کومور» تربیت شده جامعه المصطفی است


در همین مجلس دهم هم اصلاح طلب ها حضور جدی دارند. پس اصلاح طلب ها هر زمان که اشخاص چهره و مهم داشتند تا به جامعه عرضه کنند در انتخابات پیروز شده اند. این موضوع در شورای شهر نیز صدق می کند، در شورای شهر که شورای نگهبان حضور ندارد، اما شورای شهر قبل کاملا در دست اصول گرایان بود. به هر حال انتخابات برد و باخت دارد و اگر بخواهید به دنبال چنین دلایلی بگردید علت اصلی را پیدا نخواهید کرد. وقتی چنین صحب هایی می شود به این معنی است که این جناح هم جامعه را نشناخته است، هم نمی تواند مشکلات خودش را تحلیل کند.


از سوی دیگر بسیاری از افراد در مجلس معلوم نمی کنند که نماینده کدام جناح و حزب هستند. در دیگر کشور ها شناسنامه سیاسی افراد کاملا مشخص است اما در ایران چنین نیست. برای مثال مشخص نیست که آقای روحانی نماینده کدام حزب است. اگر توجه کنید هیچ کدام از رییس جمهور های ما از رجایی تا رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی هیچگاه خودشان را نماینده جناح خاصی معرفی نکردند. این روند در کشوری مثل آمریکا و اغلب کشورهای اروپایی کاملا مشخص است، از دو سال قبل از انتخابات رقابت های درون حزبی شروع می شود و هر حزب چند نفر را برای ریاست جمهوری کاندید می کند و تا آخر نیز مشخص است که هر کاندیدا از کدام حزب شرکت کرده است.


*بعد از مجلس چهارم و پنجم که در اختیار جریان اصول گرا بود به نظر می رسید که خیالشان برای انتخابات ریاست جمهوری راحت است و آقای ناطق به راحتی قدرت را در دست خواهد گرفت. در آن زمان هم شما در دولت آقای رفسنجانی مسئول سازمان تربیت بدنی بودید. این نگاه را درست می دانید؟


بله درست است. من خودم مطمئن بودم که آقای ناطق رای می آورد. حتی تا صبح هم باورم نمی شد که آقای خاتمی رای آورده است. نه تنها مطمئن بودیم که آقای ناطق نوری رای می آورد بلکه سوال‌مان این بود که کابینه تکمیل شده است یا خیر.


من در آن زمان با آقای ناطق نوری زیاد در تماس بودم و برای مثال می گفت که فلان کس را می خواهم رییس انرژی اتمی انتخاب کنم. پس بحث خیلی مطمئن بود. اما انتخابات ما خیلی غیر قابل پیش بینی است. ببینید انتخابات ریاست جمهوری اول و مجلس اول به فاصله یکی دو ماه انجام شد و دیدیم نتایج کاملا برعکس شد. یعنی همان مجلسی که دو ماه بعد از بنی صدر انتخاب شد به طور کامل به عدم کفایت بنی صدر رای داد. یا از طرف دیگر شورای شهر اول کاملا در دست اصلاح طلب ها بود و شورای شهر دوم کاملا در دستان اصول گرایان قرار گرفت.


*آیا این به این دلیل نیست که هر بار مردم امیدوارانه به انتخابات رجوع می کنند همان تجربیات دولت قبل را در زندگی خودشان می بینند؟ خیلی ها بر این باورند که ساختار کشور ما کاملا مشخص است و خیلی تفاوتی نمی کند که چه کسی بر کرسی های مجلس یا ریاست جمهوری بنشیند. تحلیل شما در این زمینه چیست؟


ساختار سیاسی در همه کشور ها مطرح است و به هر حال یک کشور را نمی شود با ورود افرادی به قدرت زیر و رو کرد. اتفاقا این موضوع در آمریکا بیشتر مطرح است. در آمریکا معمولا بیش از ۵۰ درصد مردم در انتخابات شرکت نمی کنند و می گویند که رییس جمهور تنها منتخب ۲۵ درصد مردم است، چون تنها پنجاه درصد مردم رای می دهند و رای هم تقریبا به تساوی بین دو کاندید تقسیم می شود.


از سوی دیگر حرف شما درست است. برای مثال اقای احمدی نژاد هر استانی که رفت یکسری وعده ها داد و می گفت وقتی که باز به استانی مراجعه می کنم باید تحول بزرگی در آنجا ایجاد شده باشد و شما می بینید در هیچ استانی چنین اتفاقی نیفتاد. خوب چنین چیزی امکان ندارد که برای مثال شما به فاصله یکی دو سال در استانی مانند ایلام تحول بزرگی ایجاد کنید. از سوی دیگر بسیاری از این وعده ها عقلا عملیاتی نیستند.


 از سوی دیگر همانطور که گفتم حزب مشخصی در کشور وجود ندارد که بعد از اتمام کار فلان رییس جمهور بتوان از آن حزب پاسخی خواست. اما در عین حال شخص رئیس جمهور حتما تاثیر فراوان دارد؛ مقایسه دوران خاتمی و احمدی نژاد و یا احمدی نژاد و دکتر حسن روحانی کاملا نقش شخص رئیس جمهور و کابینه او را نشان می دهد.


در زمان آقای بنی صدر من استاندار خراسان بودم، در بیرجند بودم و خود خراسان نیز همانطور که میدانید کویری به حساب می آید. بنی صدر در بیرجند سخنرانی کرد و گفت تا چند سال دیگر تمام کویر های ایران را گلستان می کنیم. می خواهم بگویم که این وعده ها را از همان اوایل انقلاب همه رییس جمهور ها داده اند و مردم هم دستشان به کسی نمی رسد که بخواهند این گفته ها و وعده ها را پیگیری کنند.


البته این را بگویم آقای رجایی خلاف این کلیت بود و من شاهد بودم که در همه موارد اول فکر می کرد و مشورت می کرد و بعد وعده می داد. برای مثال در آن زمان با وزیر مخابرات، مهندس نبوی، صحبت کرد که آیا می شود من به مردم قول بدهم که در هر روستا یک تلفن می گذاریم یا خیر. شخص مقام معظم رهبری هم هرگز وعده غیرعملی ندادند.


*صحبت از آقای رجایی شد، احمدی نژاد بارها در تبلیغات خودش را شبیه رجایی معرفی کرده بود،آیا این آدم می توانست شبیه شهید رجایی باشد؟ شما گفتید که از ابتدا به احمدی نژاد رای ندادید چه چیزی در این شخصیت دیده بودید که اصلا به او رای ندادید؟


من و آقای احمدی نژاد در جامعه اسلامی مهندسین بودیم. من دبیر کل بودم وایشان هم عضو علی البدل شورای مرکزی بود و همدیگر را می شناختیم. ولی در ایشان ظرفیت رییس جمهور شدن را نمی دیدیم و حرفهایی که می زدند در کلاس رییس جمهور شدن نبود.


 ببینید همین که الان در شهر ری بست نشینی می کند مصداق حرف من است. کسی که در نظام جمهوری اسلامی که ملاک افراد تقوا و ایمان است و هشت سال رییس جمهور این نظامی بوده، چنین کارهایی و گفتن جملاتی بدور از شان این مقام و این نظام در کلاس ریاست جمهوری نیست. بنابراین ممکن است یک فردی انسان خوبی باشد، دستش پاک باشد و ساده زیست باشد اما ظرفیت رییس جمهور شدن در یک کشور ایدئولوژیک را نداشته باشد.


 به همین دلایل بود که به اصطلاح دوستان من به دانشگاه بین المللی امام خمینی تبعید شدم که ایشان من را به زور به آنجا فرستاد. من که به آنجا رفتم احمدی نژاد به من گفت در این دانشگاه برای کشور های دیگر باید وزیر و رییس جمهور تربیت کنیم و من گفتم این کار حداقل ۵۰ میلیارد هزینه لازم دارد و شما حداقل ۵ میلیارد آن را بدهید. قرار شد یک میلیارد برای این کار تخصیص دهند که تا به امروز یک ریال آن هم پرداخت نشده است. که در نهایت من خودم استعفا دادم چرا که کارهایی که می خواست انجام دهد نیاز به بودجه داشت ولی این بودجه را نداشتیم.


پس تفاوت احمدی نژاد و رجایی بسیار زیاد است. منظورم این است که احمدی نژاد بر خلاف رجایی بدون پشتوانه وعده و وعید می داد و در نتیجه من پتانسیل این موضوع که این شخص بتواند مشکلات کشور را شناسایی کند و در نظام جمهوری اسلامی آنها را برطرف کند نمی دیدم. البته ایشان آدم خوبی بودند و آدم متدینی هستند و با هم دوست بودیم اما بحث مملکت یک بحث فردی نیست.


حسن غفوری فرد: استادیوم رفتن زنان لزومی ندارد/ احمدی نژاد ظرفیت رییس جمهور شدن را نداشت/ احمدی نژاد گفت در دانشگاه بین المللی قزوین برای دیگر کشورها رییس جمهور تربیت کنیم/ رای دادن به موسوی برایم گران تمام شد/ «رئیس جمهور کومور» تربیت شده جامعه المصطفی است


*در زمان شهردار شدن احمدی نژاد از وی حمایت کردید؟ ظرفیت شهردار شدن را در ایشان می دیدید؟


خیر. ایشان در جامعه مهندسین رییس ستاد انتخابات شورای شهر شدند. مردم از شورای شهر اول به دلیل درگیری ها خیلی ناراحت بودند و او اصرار کرد اسم من را در لیست کاندیدا ها قرار دهد که من قبول نکردم. بعد از آن مردم به لیست رای دادند و منتخبین هم که خودشان را مدیون احمدی نژاد که رییس ستاد بود می دانستند به او رای دادند. بعد از آن برای شهردار شدنش هم نه مخالفت کردم و نه حمایتی صورت دادم. این را هم بگویم که برای ریاست جمهوری نیز مخالف ایشان صحبتی نکردم اما اعلام کردم که به احمدی نژاد رای ندادم و به مهندس موسوی رای داده ام و البته این موضوع برایم گران تمام شد چرا که اصول گرایان مرا در هیچ لیستی قرار ندادند. به هر حال من آن کاری را که احساس کردم درست است انجام دادم هرچند که می توانستم خلاف آن عمل کنم و بگویم به احمدی نژاد رای داده ام.


 به هر حال آدم خوب بودن با رییس جمهور خوب بودن بسیار متفاوت است. برای مثال مقام معظم رهبری و آیت الله رفسنجانی کلاس ریاست جمهوری را حفظ کردند و البته اگرچه با یکسری از اقدامات آقای خاتمی ممکن است که مخالف باشم ولی معتقدم او نیز کلاس ریاست جمهوری را حفظ کرد و اخلاق این سمت را داشت.


*شما برای ریاست جمهوری سال ۸۰ کاندید ریاست جمهوری شدید در این خصوص نیز توضیح دهید هدف و برنامه شما چه بود؟


من دو بار برای ریاست جمهوری کاندید شدم. یکبار سال۶۰ و دیگری سال ۸۰٫ سال ۱۳۶۰ خدا رحمت کند مرحوم آیت الله ربانی املشی که آن موقع دادستان کل کشور بودند در شب آخر به من زنگ زدند و گفتند از شما می خواهم که برای ریاست جمهوری کاندیدا شوید.


 من آن زمان وزیر نیرو بودم و اصلا علاقه ای به ریاست جمهوری نداشتم. من علاقه ای به دو پست ندارم یکی ریاست جمهور شدن و دیگری امام جماعت شدن است. من با این خواسته مخالفت کردم و ایشان چند دلیل آوردند که من با یکی از این دلایل قانع شدم.


دلیل اول ایشان این بود که هنوز معلوم نیست که حضرت امام با رییس جمهور شدن یک روحانی موافق باشد چرا که امام اعتقاد داشتند که روحانیت باید نظارت کند و لذا از اول سال ۵۸ کاندیدای ما آقای شهید بهشتی بودند. حتی بعد از فرار بنی صدر امام موافقت نکردند یک روحانی رییس جمهور شود اما بعد از شهادت شهید رجایی فضا به شکلی بود که هنوز عدم مخالفت معلوم نبود. در آن زمان آقای خامنه ای می خواستند کاندیدا شوند و مشخص نبود با این کار موافقت می شود یا خیر. دلیل دوم این بود که خوب نیست فقط یک کاندیدا وجود داشته باشد و دلیل بعدی این بود که اگر شما کاندیدا شوید خطر روی آقای خامنه ای کمتر می شود و در آن زمان می گفتند که هرکس کاندید شود احتمال ترور او بالای ۵۰ درصد است و این را آقای هاشمی نیز در جمع خودمان می گفتند و من به همین دلیل آخر قبول کردم که کاندید شوم. 


البته من خودم در مصاحبه گفته بودم که به ایشان رای می دهم. من در آن مصاحبه گفتم که افتخار می کنم در نظامی در حال کار هستم که من که یک کارگر زاده هستم را برای ریاست جمهوری  صالح تشخیص داده است اما رییس جمهور این نظام باید اصلح باشد و من همین جا اعلام می کنم که آقای خامنه ای برای این پست اصلح هستند.


بار دوم در سال ۱۳۸۰ کاندید شدم که دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی بود و احتمال رای آوردن ایشان خیلی بالا بود چرا که در کشور ما همه رییس جمهور ها دو دوره ای بوده اند. به همین دلیل هیچ کس برای ریاست جمهوری کاندیدا نمی شد.


من در آن زمان هم با آقای خاتمی مشورت کردم و هم با آقای هاشمی رفسنجانی مشورت کردم. به آقای خاتمی گفتم که به من این پیشنهاد را کرده اند و نظر شما چیست. ایشان گفتند که خیلی خوب هست چرا که شما آدم اخلاقی هستید و اگر بیایید اخلاق در انتخابات را رعایت می کنید و سطح تبلیغات در انتخابات مبتذل نخواهد بود. با آقای هاشمی رفسنجانی صحبت کردم گفتند که فکر می کنید چقدر رای می آورید، گفتم اگر جامعه روحانیت و همه اصول گرایان حمایت کنند من ۴ تا ۵ میلیون رای می آورم. بعد از من ۹ نفر دیگر هم آمدند که رای کل اصول گراها همان ۴ تا ۵ میلیون نفر شد. بنابراین در هر دو دوره نمی خواستم که کاندیدا شوم و خودم هم می دانستم که هیچ شانسی برای ریاست جمهوری ندارم.


*در دور دوم آیا فکر می کردید که رای آقای خاتمی افزایش پیدا کند؟


خیر فکر نمی کردم. یقین داشتم که انتخاب می شود ولی افزایش رای را گمان نداشتم و این پدیده جالبی بود که رایشان افزایش یافت. معمولا کاندیدا ها در دور دوم افول می کنند چرا که برخی از وعده هایشان عملی نمی شود. از سوی دیگر مردم نوگرا هستند و اصولا رای ها در دور دوم ریزش می کند.


*گفتید که در سال ۸۸ به مهندس موسوی رای دادید. در دوران نخست وزیری ایشان به دلیل اختلافتان با ایشان جدا شدید. چه اتفاقی افتاد که با وجود این اختلافات در گذشته در سال ۸۸ به مهندس موسوی رای دادید؟


اختلاف با آقای موسوی از ابتدای سال ۵۸ بود که دلایل این اختلاف گفته شده است. در آن زمان ما در حزب جمهوری اسلامی مقالاتی می نوشتیم برای چاپ و ایشان مقالات من را چاپ نمی کرد. در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی که همه بزرگان نظام از آیت الله هاشمی، آیت الله خامنه ای، شهید بهشتی، مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی و … حضور داشتند ایشان گفتند که آقای دکتر غفوری فرد مقالاتی می نویسند که ما را با سازمان مجاهدین خلق درگیر می کند و ما الان صلاح نمی دانیم که با سازمان مجاهدین خلق درگیر شویم.


 من گفتم که سازمان مجاهدین خلق درگیر شده اند و سازمان مرکزی آنها در میدان ولیعصر قرار داشت و سلاح و اموال بانک و اموال شاهنشاهی را سرقت کرده بودند. به هر جهت ایشان اصرار داشتند که نباید با آنها درگیر شویم. در زمانی که ایشان نخست وزیر شدند ایشان با من تماس گرفتند و گفتند اگر اجازه می دهید می خواهم اسم شما را به عنوان وزیر نیرو اعلام کنم. من گفتم که اجازه دهید بیایم خدمت شما و من شرایطی دارم که اگر این شرایط را قبول کردید من قبول می کنم. گفتند که اجازه دهید اسم شما را بنویسم و بعد شرایط را قبول می کنم و البته بعدا قبول نکردند.


*شرایط شما چه بود؟


یکی اسقلال وزارت نیرو بود. انرژی اتمی زیر مجموعه وزارت نیرو بود که آن را جدا کردند و من به شدت مخالفت کردم و هنوز هم مخالفم. به هر حال با این موضوعات توجه نکردند و من هم استعفا دادم. نامه ای نوشتم و قسم جلاله خوردم که نمی خواهم وزیر شوم و این نامه را به دست ایشان دادم که خودشان بعدا آن را منتشر کردند.


قبل از من هم آقای نژاد حسینیان استعفا داده بودند که در مجلس رای من و آقای نژاد حسینیان از همه بالا تر بود. ایشان ۱۸۹ رای داشت و من ۱۷۹ رای داشتم. آقای نژاد حسینیان به آقای مهندس موسوی استعفایش را داد و او هم قبول کرد بعد از این ماجرا مقام معظم رهبری که آن زمان رییس جمهور بودند گفتند که باید به من استعفا را می دادید. این درگیری بالا گرفت که قرار شد شورای نگهبان نظر بدهد. این استعفا در آن زمان پذیرفته نشد و من تا آخر دوره وزیر باقی ماندم. البته من از قبل از انقلاب با آقای مهندس موسوی در تماس بودم و اختلافات کوچکی داشتیم اما بعد ها این اختلافات در شورای مرکزی حزب مشخص شد.


اما در مورد انتخابات سال ۸۸ باید بگویم که ۴ کاندیدا وجود داشتند. مهندس موسوی، آقای رضایی، آقای کروبی و آقای احمدی نژاد کاندیدا شده بودند. آقای کروبی به نظرم برای ریاست جمهوری مناسب نبودند، ممکن است یکی برای مناسب بسیار مهمی مناسب باشد ولی برای کار دیگری مناسب نباشد.


 آقای احمدی نژاد هم در همان دور اول هم گفته بودم که ایشان را در حد ریاست جمهوری نمی بینم. آقای رضایی هم گفته شد که مقام معظم رهبری گفته بودند ایشان فرمانده سپاه بمانند ولی ایشان نمانده بودند و من این را خوش نداشتم. هنوز هم اعتقاد دارم که اگر ایشان فرمانده سپاه بودند بیشتر می توانستند خدمت کنند و به نظر من هم اگر کسی صد درصد مطیع رهبری نباشد نمی تواند یک رییس جمهور موفقی باشد.


بنابراین تنها گزینه من مهندس موسوی بود و البته می‌توانستم رای ندهم. استدلال من هم این بود که من با ایشان اختلاف دارم اما امام ایشان را تایید کرده اند و مهندس موسوی معروف بود به نخست وزیر امام. اختلافات فردی با تصمیم گیری های کلی درباره مصالح کلی نظام فرق بسیار دارد.


*در سال ۸۸ در خانواده ها بین رای دادن به مهندس موسوی و احمدی نژاد بحث بود آیا این بحث در خانواده شما هم بود؟


همه افراد خانواده ما در مسائل مختلف بحث می کنیم و در خانواده ما پدر سالاری وجود ندارد. البته من قبلا گفته بودم که همه خانواده ما در سال ۸۸ به مهندس موسوی رای داده بودیم و البته این بیان خیلی برای من گران تمام شد.


 

کانال رسمی دیدبان ایران در تلگرام

۲۸ام دی ۱۳۹۶ سخنوری


تین‌نیوز | 

معاون وزیر نیرو گفت: در تلاش مذاکره با صنایع هواپیمایی و نیروی هوایی سپاه هستیم که بدون استفاده از آن دو هواپیمای روسی که در حال حاضر امکان پرواز ندارند امکان پرواز با هواپیماهای دیگر برای بارورسازی ابرها وجود دارد.

به گزارش سخنوران رحیم میدانی گفت: امسال براساس اطلاعات راداری هواشناسی، شرایط مناسبی از نظر جوی برای باروری ابرها تا امروز نداشتیم. متأسفانه نتوانستیم تجهیزات خودمان را نیز برای پرواز دو فروند هواپیمای اجاره‌ای مستعمل آنتونوف روسی که ظاهراً امسال آخرین سالی است که می‌توانستند مجوزهای لازم برای پرواز را دریافت کنند آماده کنیم.

وی با ابراز اینکه “کنترل و تعمیرات دوره‌ای این هواپیماها باید در تاجیکستان انجام می‌شد و منابع مالی آن باید نقدی پرداخت شود ولی نتوانستیم آن را انجام دهیم” افزود: صنایع وابسته به وزارت دفاع در تلاشند مراحل ساخت پیروپاترون‌های (فشنگ‌های حاوی یدید نقره) لازم برای باروری ابرها را انجام دهند و از وزیر دفاع درخواست کردیم که این کار سرعت بیشتری به خود بگیرد چون پیش از این فشنگ‌های لازم را از روسیه وارد می‌کردیم.

میدانی ادامه داد: برای خرید فشنگ‌های حاوی یدید نقره هم باید پول نقد به روسیه پرداخت کنیم به همین دلیل در تلاش مذاکره با صنایع هواپیمایی و نیروی هوایی سپاه هستیم که بدون استفاده از آن دو هواپیمای روسی که در حال حاضر امکان پرواز ندارند امکان پرواز با هواپیماهای دیگر وجود دارد یا نه.

وی تأکید کرد: باید به‌فکر خرید ۴ فروند هواپیما در زمینه باروری ابرها باشیم و یا از طریق شرکت‌های داخلی آنها را اجاره کنیم که همه اینها نیاز به منابع مالی دارد که باید تأمین شود.

معاون وزیر نیرو با تأکید بر اینکه باروری ابرها در بهترین شرایط ۱۵ درصد میزان بارش را افزایش می‌دهد، گفت: همین مقدار بارش در برخی مناطق بسیار مؤثر است.

میدانی­ افزود: اگر در شرایط فعلی به‌دنبال آب‌های ژرف، مدیریت آب، سدسازی هستیم باید باروری ابرها هم را گسترش دهیم.

وی ادامه داد: بیش از این سالانه ۴ میلیارد تومان برای باروری ابرها در نظر گرفته می‌شد که این رقم امسال به ۹ میلیارد تومان افزایش یافت که تاکنون ۲ میلیارد تومان آن به‌صورت اسناد خزانه تخصیص یافته است.



۲۸ام دی ۱۳۹۶ سخنوری

به گزارش روابط عمومی سپاه سلمان سیستان و بلوچستان، سردار غلام‌حسین غیب‌پرور در نخستین اجلاسیه شهدای علما و روحانیون که در حسینه عاشقان ثارالله زاهدان برگزار شد، اظهار داشت: اساساً حیات طیبه اسلام مرهون جانفشانی مردان و زنان بزرگی است که جان خود را برای اعتلای کلمه الله تقدیم کردند که در خط مقدم آن‌ها شهدا هستند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین افزود: شهیدان از صدر اسلام تاکنون به ستارگانی تبدیل شدند که آن ستارگان در شب‌های ظلمانی چراغ هدایت هستند که از جمله این شهیدان و طلایه‌داران شهدای روحانیت هستند. در طول عمر اسلام همواره علمای بزرگوار در حفظ دین پیش قدم بودند و گاهی نیز جان خود را فدا کردند شهید ثانی و در دوران معاصر شهید فضل الله نوری از جمله این شهداست.

سردار غیب‌پرور ادامه داد: در تاریخ اسلام عزیز؛ انقلاب اسلامی نباید در اضمحلال حکومت پهلوی عیار سنجی شود، چون این باعث کوچک کردن وزن انقلاب اسلامی می‌شود.

وی با تاکید بر اینکه انقلاب اسلامی لوای اسلام را یکبار دیگر بر پهنه گیتی بلند کرد، افزود: غربی‌ها و اردوگاه کمونیسم در قرن‌های متمادی تبلیغ کردند که امام نمی‌تواند جامعه را اداره کند و دین نمی‌تواند حکومت درست کند، آن‌ها معتقد بودند در منازل و کلیسا‌ها و مساجد خود هر چه دوست دارید خدا را عبادت کنید، اما اجازه ندارید دین را در جامعه ترویج دهید. دین در بین جامعه جایی ندارد و دین از سیاست جداست و همه غرب و شرق در مقابل دین و ملت ایران اعتلاف کردند.

سردار غیب‌پرور تصریح کرد: سرانجام در سال ۵۷ حکومت منحوس و حقیر پهلوی به امامت و تلاش امام (ره) از ایران کرد و جاء الحق شد، اما این به معنای آرامش و سکوت از سوی دشمن نبود از همان روز‌های پیروزی انقلاب اسلامی دشمن دشمنی خود را نسبت به ایران تا به امروز اعمال کرد.

ریاست سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به اینکه ۱۰۰ شهید روحانی در حوادث تروریستی داریم خاطر نشان کرد: روحانیت شیعه و سنی دین خود را نسبت به اسلام و انقلاب ادا کردند. افتخار ما در انقلاب اسلامی این است که همه مردم پای انقلاب خود ایستادند و ۱۷ هزار نفر دستار به سر در میادین جنگ حضور پیدا کردند و ۴ هزار نفر شهید و ۷ هزار نفر مجروح شدند و در سال‌های اخیر نیز در دفاع از حرم ۳۰ شهید تقدیم انقلاب کردیم.

وی با تاکید بر اینکه اسلام به روحانیتش زنده است، ادامه داد: دشمن این را به خوبی می‌داند و در تلاش است که بین روحانیت و مردم فاصله بیندازد و اگر موفق شود که به فضل الهی نخواهد شد اثری از اسلام ناب محمدی (ص) نخواهد گذاشت. علمای اهل سنت نور چشم ما هستند و در حفظ انقلاب در خیلی از مناطق کشور همت کردند و پای حفظ اسلام که برسد شیعه و سنی ندارد و مکتب پیغمبر گونه باید بماند قران کریم باید بماند و می‌ماند و اسباب آن علمای هستند که اسرائیل و آمریکا این را نمی‌خواهد؛ اسرائیل اسلام شیعه و سنی را نمی‌خواهد.

سردار غیب پرور گفت: آمریکا و اسرائیل زمانی راضی می‌شوند که نامی از اسلام و قرآن نباشد و در گلدسته‌های ما صدای اذان پخش نشود. دشمن دو راهبرد نفوذ و اختلاف افکنی را در مقابل ایران اسلامی در پیش گرفته است دشمن اهریمن و گرگ صفت با لباس قدیس به دنبال نفوذ و تفرقه افکنی است.

وی حوادث اخیر را یکی از توطئه‌های دشمن دانست که به برکت خون شهیدان و مدیریت رهبری و ملت بصیر ایران اسلامی نقش بر آب شد و افزود: این حوادث از رییس جمهور ابله ایالات متحده در آمریکا تا نخس وزیر اشغالگر یک دولت مرتجع مثل عربستان حمایت می‌شد. شهدا درس بصیرت را به ما آموختند باید خوب نگاه کنیم دقت کنیم و تصمیم بگیریم در مقابل دشمن به هنگام و به اندازه عمل کنیم.